تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٥ - تفسير ابيات
در بيان حديث نبوى صلى الله عليه و آله ارحموا ثلاثاً عزيز قوم ذل و غنى قوم افتقر و عالماً يلعب به الجهال
روايت
در بيان حديث نبوى صلى الله عليه وآله ارحموا ثلاثاً عزيز قوم ذل وغنى قوم افتقر وعالماً يلعب به الجهال
((٨٢٣)) گفت پيغمبر كه رحم آريد بر حال من كان غنياً فافتقر
((٨٢٤)) والذى كان عزيراً فاحتقر او صفياً عالماً بين المفر
((٨٢٥)) اى مهان يعنى كه بر اين سه گروه رحم آريد ار ز سنگيد ار ز كوه
((٨٢٦)) آن كه او بعد از عزيزى خوار شد وآن كه بُد با مال وبىدينار شد
((٨٢٧)) وان سيم آن عالمى كاندر جهان مبتلا گردد ميان ابلهان
((٨٢٨)) ز ان كه از عزت به خوارى آمدن همچو قطع عضو باشد از بدن
((٨٢٩)) عضو گردد مرده كز تن وا بريد نو بريده جنبد امّا نى مديد
((٨٣٠)) هر كه از جام الست او خورد پار هستش امسال آفت رنج وخمار
((٨٣١)) وان كه چون سگ ز اصل كهدانى بود كى مر او را حرص سلطانى بود
((٨٣٢)) توبه او جويد كه كردست او گناه آه او گويد كه گم كردست راه
روايت « عن علي عليه السلام : ثلاثة يرحمون عاقل يجرى عليه حكم جاهل وضعيف فى يد ظالم قوى وكريم قوم احتاج الى لئيم . » (١) ( سه طايفه هستند كه مورد ترحم واقع مى گردند ، عاقلى كه جاهل تلقى شده وحكم جاهل بر او روا بدارند وناتوانى كه در دست ستم كار نيرومند گرفتار است ورادمرد قومى كه به شخص لئيم وناكس نيازمند شده است ) .
(١) شرح نهج البلاغه ، ج ٤ ، ص ٥٤٠ . .