تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - با تعديل قواى حيوانى روان خود را از آلوده نمودن نيك و بدها نجات بدهيم
قابل ترديد نيست . پرداخت مقدارى از پول در مقابل كار دستى يا كار فكرى در يك زمان معين يا در يك موسسه مخصوص نيك است وپرداخت همان مقدار پول براى همان كار در زمان ديگر يا در يك موسسه ديگر كه مخالف با شرايط اولى است ، بد وناشايست است .
جهت دوم - نسبيت وتغييراتى است كه نه از جهت تغيير شرايط موقعيت انسان با رويداد ناشى شده است ، بلكه بدان جهت است كه موقعيت خود انسان مشخص نيست واز هيچ قانونى تبعيت نمى كند . اين عوامل بر دو نوع تقسيم مى گردد .
عامل يكم - روانى ومغزى غير اختيارى ، مانند عوارض بيمارىهاى گوناگون درونى . مشوش گشتن نيك وبد براى چنين اشخاص از دايره ارزشها به كلى بر كنار است ، زيرا اينان از اصل مشمول بايستگى ونبايستگى وشايستگى ونشايستگى نيستند تا با تطبيق رفتار خويشتن با يكى از آن امور مقتضاى همان امر را دارا باشند ، مثلًا عمل به بايستگى آنان را انجام دهندهء وظيفه وانحراف از آن ، موجب صدق متمرد بوده وعمل به شايستگى منشأ نيكى وانحراف از آن باعث بدى بوده باشد .
عامل دوم - ملاحظهء نيك وبد با عينك خواسته هاى طبيعى وحيوانى . افراد يا جوامعى كه نيك وبد را از دريچهء خواسته هاى مزبور مى نگرند ، هرگز براى آنان نيك وبدى وجود نخواهد داشت ، بلكه آن چه كه براى آنان مطرح است ، شىء موافق خواستهء من ، شىء مخالف خواستهء من است ، اولى نيك دومى بد است . اما صاحبان اين منطق پوچ به اصطلاح مردم آن طرف ورق را بر نمى گردانند كه اگر همهء مردم فرمول فوق را در زندگى بكار ببرند ، دير يا زود زندگى از روى زمين رخت بر مى بندد ويا جوامع به شكل جنگلى درمى آيد كه تنها مى دانى براى زندگى درندگان قوىتر مى باشد ، زيرا موقعى كه شىء موافق خواستهء من به ضرر خواست ديگران شد ، من آن شىء را نيك وديگران آن را بد خواهند ناميد وبالعكس اگر شىء موافق خواستهء ديگران ، مخالف خواسته من باشد ، براى ديگران نيك وبراى من بد جلوه خواهد كرد .