تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - تفسير ابيات
تفسير ابيات اى موسى ، اين سخن پايان ندارد ، رهايش كن وبگذار آن خران ( فرعونيان ) از علفها بچرند وفربه شوند وما براى آنان گرگان خشمگين آماده كردهايم .
ما مى دانيم كه گرگان ما ناله ها دارند وطعمه مى خواهند .
ما اين خران را طعمه آنها خواهيم ساخت ، براى بيدار كردن اين خران دمهاى حيات بخش وكيمياوش تو برخاست وتو با دعوت خود بر آنان بسى لطف وجود كردى ، ولى از آن جا كه صلاح ورستگارى در طالعشان نبود ، اثرى در آنها ننمود .
پس لحاف نعمتهاى همين دنيا را به رويشان بينداز تا به خواب غفلت فرو روند ودر آن هنگام كه از خواب بيدار شوند وبه بينند ، شمع خاموش شده وساقى آب حيات الهى روى گردانده وراه خود را پيش گرفته است .
امروز كه طغيانگرىهاى آنان تو را در حيرت فرو برده ، بگذار روزى فرا رسد كه با ديدن مجازات كردارشان ، پياله هاى حسرت سر بكشند ، بگذارد دادگرى ما دست آستين در آورد ونتايج شايسته هر زشت كارى را به آنان بچشاند ، آن روز بدانند كه آن مولاى حقيقى كه آشكارا نمى ديدندش ، در تمام لحظات زندگى همراه آنان بوده است . چونان عقل كه دمساز تو ومسلط بر بدن تست وتو آن را نمى بينى پس چه جاى شگفتى است كه آفريننده فرعونيان از تمام حركات وسكنات آنان آگاه بوده باشد .
شما مى بينيد ، هنگامى كه از خرد سر مى پيچيد وبه بديها مى گراييد ، خرد بر مذمت شما دهان مى گشايد وبه شما مى فهماند كه هر قدر هم از عقل غفلت بورزيد ، عقل از شما غفلت نخواهد كرد .
آرى ، ملامت وتوبيخ عقل ، دليل حضور آنست در تمام لحظات زندگى شما اما نفس بىنواى تو از نظارت عقل غفلت مى ورزد وبه جنون تبهكاريها وادارتان مى سازد .