تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - تفسير ابيات
انسانى را به عهده بگيرند كه همواره انسانها را به احتياج سازندهء مادى ومعنوى آگاه بسازند ، زيرا احساس بىنيازى واستغناء همان وطغيانگرى وپوسيدن همان .
لذا مكتبهايى كه هدف زندگى وسعادت انسانها را در تحصيل آرمانهاى مادى بشرى وآن امور معنوى كه منشأ انتزاع آنها امور مادى است ، منحصر مى كنند اين نكته را ناديده مى گيرند كه احساس استغناء همان وشروع طغيانگرى همان .
چرا انسان به مجرد احساس بىنيازى بناى طغيانگرى را مى گذارد ؟ پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا موقعى كه خواسته هاى انسان وآرمانهاى او در امور مادى ومقتضيات حيوانى منحصر شد ، واين امور در اختيار او قرار گرفت ، قدرت مهمى را به دست آورده است .
اين قدرت مهم با تحريكات درونى حيوانى او در جستجوى مصرف بر مى آيد وچون فرض اين است كه هيچ آرمان وايده آل غير مادى وغير حيوانى براى او مطرح نيست ، لذا آن قدرت را در مزاحمت ديگران وبرترى جويىهاى مادى خود بكار خواهد برد ، اين است معناى تلازم استغنا وطغيانگرى . در اينجاست كه انسان شناسان مصلح تاكيد مى كنند كه چشم انداز احتياجات انسانها را با ديوارهاى پولادين ماده وماديات تنگ نكنيد وبگذاريد چنانكه فطرت وهويت روانى او اقتضاء مى كند مقامات عالى رشد وكمال روحى را براى خود مطرح كند ودر راه وصول به آنها بكوشد .
تفسير ابيات اى موسى ، اين سخن پايان ندارد ، بگذر ولب بجنبان تا زمين خشك ، سبزى وطراوتى بر خود بگيرد ، موسى با فرمان خدا ، بر زمين دميده وپهنهء بىآب وعلف اراضى از سنبلها ودانه هاى با ارزش سبز گشت . آن مردم قحط ديده به غذا رسيدند وچند روزى از عطاى الهى سير گشتند ، پس از آن كه نعمت خداوندى فراوان