تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٤ - تفسير ابيات
پس از آن همه نوميدىها وآه وناله ها ، اندك اندك ابر حالت برگشتن به خود گرفت .
داستان يونس دراز است وپهناور ، ما اكنون در داستان خاك وبيان آن حديث هستيم كه به درجهء مستفيض رسيده است . [١] ناله وافغان قوم يونس درياى رحمت خداوندى را خروشانيد ، زيرا ناله وتضرع در نزد خداى بزرگ بسى با ارزش است بلكه ارزشى كه دل شكستگى واحساس ذلت در مقابل خدا دارد ، هيچ موضوعى داراى آن ارزش نيست .
اى اميدوار ، ميان بربند وآمادهء رسيدن نويد الهى باش واى بندهء گريان برخيز براى هميشه بخند .
آرى -
با تضرع باش تا شادان شوى گريه كن تا بىدهان خندان شوى كه برابر مى نهد شاه مجيد اشك را در فضل با خون شهيد
اين اصل قطعى است كه هر كس با سوز ودرد بنالد وتضرع وناله نمايد اثر شايستهاى خواهد بخشيد .
[١] حديث مستفيض در اصطلاح با آن حديث مى گويند كه عدد راويان آن زياد بوده باشد ، ولى به تواتر كه موجب قطع است ، نرسد . .