تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩ - نوع پنجم
نوع ششم
درون گرايى و درون نگرى جلال الدين از كدامين نوع بوده است ؟
وكارى كه انجام مى دهد ، كارى ندارد ، بلكه او مى خواهد زمين را تا آنجا كه قدرت واختيارش اجازه مى دهد ، بارور بسازد .
نوع ششم - ورشكستگان محيط واجتماع هستند ومانند كسى كه از برون رانده شود ، به درون مى گرايند وبراى اشباع حس جهان شناسى وجهان يابى خود خلوتى در درون به وجود مى آورند .
به هيچ وجه نمى توان اين نوع درون گرايى را منكر شد ، اگر به خاطر داشته باشيم در آغاز مبحث اين قضيه را به عنوان اصل قابل لمس قبول كردهايم كه فعاليت وتموج وجريان استمرارى روح چيزيست كه همگان آن را در درون خود مشاهده مى كنند .
اگر اين فعاليت استمرارى در بيرون با شكست رو به رو شود ، به طور طبيعى در درون صورت خواهد گرفت .
واين هم اصل ديگرى است كه هر اندازه قدرت انديشه وتجسيم وتخيل والهامات اكتشافى شخص رانده شدهء از جهان برونى عالىتر باشد . به همان اندازه درون نگرى ودرون گرايى او بيشتر وقوىتر خواهد بود .
ولى همين مسئله كليت ندارد ، زيرا شكستهاى ضربهاى اگر روح ناآماده را مختل نسازد ، حد اقل افسرده وپژمرده اش مى كند ونيروها وفعاليتهايش را خنثى مى سازد ، نه اين كه موجب جوش وخروش درونى گردد . مخصوصاً كسانى كه جهان برونى وتماسهاى مثبت ومفيدش مورد اشتياق جدى آنان بوده باشد در اين صورت شكست بيرونى به شكست درونى هم منجر مى گردد .
درون گرايى ودرون نگرى جلال الدين از كدامين نوع بوده است ؟
با نظر به هيجانات شاعرانه واحساساتى عميق جلال الدين در ديوان شمس تبريزى وبا نظر به عظمت وعمق وابداعات علمى وفلسفى واخلاقى ودينى وعرفانى جلال الدين در كتاب مثنوى وبا نظر به گفتارهاى طبيعى او در فيه ما فيه اين حقيقت جاى ترديد نيست كه درون گرايى جلال الدين نه از نوع يكم است كه