تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٩ - تفسير ابيات
معلوم است كه اصطلاح « سر ماه » مخصوص همان قاعده زنانگى مى باشد ، ممكن است گفته شود :
اختلال روانى ماهانه براى زنها ، نوعى از بيمارى است ، نه اوج روحى ، بنا بر اين نسبت دادن اين حالت به مرد ، مانند زن با منظور انفجار عالى روحى سازگار نمى باشد .
پاسخى كه به طور احتمال براى سؤال فوق به نظر مى رسد ، اين است كه ممكن است منشأ فيزيولوژيكى اختلال روانى زن خواه مربوط به غدد بوده باشد وخواه به غير غدد ، در مرد عمل ديگرى انجام بدهد كه ناشى از فشار محاصرهء ماده وقوانين آن به موجوديت انسان بوده باشد .
تفسير ابيات اياز ، آن كه از هشيارى به آغاز هستى خود پوستين وچارق دوران فقر وفلاكتش را در حجرهاى آويخته بود ، هر روز به آن حجره به تنهايى مى رفت وبه آن چارق وپوستين نگريسته با خويشتن همى گفت :
اين است لباس وكفش تو ، اكنون به اين مقام عالى كه رسيدهاى منگر . حسودان وسخن چينان به شاه گفتند : اياز حجرهاى دارد كه زر وسيم وخمرهء جواهرات در آن نهاده است وهيچ كس را به آن حجره راه نمى دهد ، در آن حجره را هميشه بسته است .
شاه تعجب كرد كه بندهء ما چه دارد كه از ما مخفى داشته است پس به اميرى فرمان داد كه در نيم شبى برو ودر آن حجره را بگشاى وهر چه پيدا كردى بردار وراز نهانى اياز را به همنشينان آشكار كن . او خطايى مرتكب شده است كه در مقابل اين همه اكرام والطاف بىشمار ما از روى لئامت سيم وزر پنهان مى كند
((١٨٦٥)) مى نمايد او وفا وعشق وجوش وانگه او گندم نماى جو فروش
مگر او نمى داند كه كسى كه از عشق حيات وزندگى يافته باشد ، جز