تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١ - نوع پنجم
قدامة ابن جعفر قلمرو اسلام وكشورهاى مجاور آن را در كتابى به نام « الخراج وصنعة الكتاب » مى نويسد .
يعقوبى هم در اواخر قرن سوم در بارهء كشورها به توصيف برمى خيزد .
بنا به گفتهء آدام متز يعقوبى شخصا به تمام كشورهاى اسلامى مسافرت مى كند ، خراسان ومصر ومغرب وارمنستان وهند را مشاهده مى كند .
ابن حوقل در موضوع بحث ، گام بسيار شايستهاى برمى دارد . [١] در خلال دو قرن سوم وچهارم سياحتها ومسافرتهاى علمى فراوان صورت مى گيرد . از آن جمله ابن فضلان است كه در حدود سال ٣٠٩ تا بلغار مى رود وبه كاوش مى پردازد .
ابو دلف گردشهاى كاوشگرانه خود را در حدود ٣٣٣ به شهرهاى آسياى ميانه وآسياى شرقى توضيح مى دهد .
اين مسافرتهاى اكتشافى منحصر به خشكىها نبوده ، بلكه گروهى از شهر اشبونه حركت مى كنند وبه اكتشافات دريايى مى پردازند .
بنا به نوشته آدام متز اين گروه به مغربين معروف شده بودند .
وبه طور كلى چنانكه از مأخذ معتبر تاريخى برمى آيد ومحقق نامبرده نيز كاملًا تصديق مى كند ، روح علمى وفعاليت براى آگاهى از آن چه كه در جهان خارجى در اشكال مختلفش مى گذرد بيدار شده بود وانگشت روى حقايق در هر جنبهاى كه بود مى گذاشتند . [٢] در خلال دو قرن مزبور است كه با ابو نصر محمد بن طرخان فارابى وابن سينا وجمعيت اخوان الصفا رو به رو مى شويم :
١ - ابو سليمان محمد بن معشر بستى .
[١] تمدن اسلامى در قرن چهارم ، آدام متز ، ترجمه عبد الهادى ابو ريده ، صص ١ - ٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٨ . .