تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - مناجات
روايت
كسى كه از اين جهان مادى براى خود مايهء حيات تهيه كند مرگ زودرس به سراغش خواهد آمد
((٨١٠)) ور نباشى نخلوار ايثار كن كهنه بر كهنه نه وانبار كن
((٨١١)) كهنه وپوسيده وگنديده را تحفه مى بر بهر هر ناديده را
((٨١٢)) آنكه نو ديد او خريدار تو نيست صيد حق است او گرفتار تو نيست
((٨١٣)) هر كجا باشند جوق مرغ كور بر تو جمع آيند اى سيلاب شور
((٨١٤)) تا فزايد كورى از شورابها زان كه آب شور بفزايد عمى
((٨١٥)) اهل دنيا ز ان سبب اعمى دلند شارب شورابهء آب وگلند
((٨١٦)) شور مى خور كور مى چر در جهان چون ندارى آب حيوان در نهان
((٨١٧)) با چنين حالت بقا خواهى وياد همچو زنگى در سيه رويى تو شاد
((٨١٨)) در سياهى زنگ از آن آسوده است كه ز زاد واصل زنگى بوده است
((٨١٩)) آنكه روزى شاهدش خوش رو بود گر سيه گردد تدارك جو بود
((٨٢١)) مرغ خانه بر زمين خوش مى رود دانه چين وشاد وشاطر مى دود
((٨٢٢)) ز ان كه او از اصل بىپرواز بود وان دگر پرّنده وپرواز بود
روايت « العلماء فى الارض كمثل النجوم فى السماء » (١) ( دانشمندان در روى زمين مانند اختران آسمانند )
((٧٨٦)) هر كه سازد زين جهان آب حيات زوترش از ديگران آيد ممات
كسى كه از اين جهان مادى براى خود مايهء حيات تهيه كند مرگ زودرس به سراغش خواهد آمد اگر چنانچه حيات واقعى را در نظر بگيريم واز محصول تفاعل عناصر ماده به نام حيات صرف نظر كنيم ، با حقيقتى رو به رو خواهيم گشت كه منطق زندگى طبيعى
(١) شرح مثنوى انقروى ، ج ٤ ، ص ٢٠١ . .