تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - تفسير ابيات
جاى ترديد نيست كه تاريخ بشرى روزى محاسبهء اين ولخرجىهاى نابكارانه سرمايه ها را از عوامل آن خواهد كشيد .
تفسير ابيات مى خواهم سخنى چند در علت متلاشى شدن موجوديت تو در عوارض بىسر وته روزگاران با تو در ميان بگذارم : تو مى دانى چگونه با خويشتن مبارزه كرده وهستى خود را متلاشى ساختهاى ؟ تو نيروهاى خدا دادى درونى را كه هوش يكى از با عظمتترين آنها است ، به جهات وعوارض مختلف كه جز تره هايى بيش نيستند پراكنده كردى وندانستى كه آب حيات بخش هوش را به بيخ خارهاى خارستان هوى وهوس سرازير كردى ونگذاشتى كه اين آب حيات بخش به ميوه ها برسد وزندگى تو را مثمر بسازد ودر صورتى كه خارها وگياهان ناچيز آب هوش تو را مى كشد ، چگونه اين آب هوش به سوى خدا خواهد رفت . هم اكنون شاخه هاى بد وخارهاى وجودت را بكن وبه شاخه هاى مثمر وجودت آبى برسان وآنها را نو وبا طراوت بساز . اگر چه امروز خار وشاخهء ميوه دار هر دو سبزاند ، اما تو به پايان آن دو بنگر كه يكى از آن دو باطل وديگرى ميوه ها خواهد داد . آب زلال باغ وجود بر شاخهء ميوه دار حلال وبر خار وبر خارستان حرام است وهيچ عاقلى هرگز اين دو را مساوى نمى شمارد .
دادگرى چيست ؟ سيراب كردن درختانى كه ميوه ها خواهد داد وهستى تو را خواهد نواخت . بىدادگرى چيست ؟ سيراب كردن خارها كه روزى به پاهاى روح تو خواهد خليد . دادگرى عبارت است از قرار دادن هر نعمت در محل خود ، نه آب دادن به هر ريشهاى كه آب مى خواهد ، ستم كارى ، قرار دادن نعمت است در غير مورد خود كه جز مبنى براى جوشش بلا وناگوارى چيزى نيست .
نعمت الهى را به جان وعقل خويش وا گذار . نه به طبيعت پر درد وپر گره هاى