تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٣ - فرمودن شاه اياز را كه اختيار كن از عفو و مكافات و لطف هر چه كنى اين جا صواب است و در هر يكى مصلحتهاست كه در عدل هزار لطف درج است ١٧١ و لكم فى القصاص حيوة ١٨٧ آن كس كه كراهت قصاص را در اين يك حيات قاتل نظر مى كند و در صد هزار حيات كه معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بيم سياست نمى نگرد
آيه
روايت
((٢١٢٨)) لطف وقهرى چون صبا وچون و آن يكى آهن ربا وين كهربا
((٢١٢٩)) مى كشد حق راستان را تا رشد قسم باطل باطلان را مى كشد
((٢١٣٠)) معده حلوايى بود حلوا كشد معده صفرايى بود سركا كشد
((٢١٣١)) فرش سوزان سردى از جانش برد فرش افسرده حرارت را خورد
((٢١٣٢)) دوست بينى از تو رحمت مى جهد خصم بينى از تو سطوت مى جهد نور بينى روشنى بيرون دهد نار بينى با دخان ظلمت دهد خصم ويار وتور ونار وفخر وعار تخت ودار وبرد وحار وورد وخار مور ومار وپود وتار وزير وزار هر يكى با جنس خود بر مى شمار
آيه « وَلَكُمْ فِي اَلْقِصاصِ حَيوةٌ يا أُولِي اَلأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ٢ : ١٧٩ » (١) ( در حكم قصاص براى شما حيات منظور شده است اى خردمندان . شايد كه شما تقوا بورزيد ) .
« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ . قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ اَلْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ٧ : ١٧٢ » (٢) ( وهنگامى كه پروردگار تو نسل آدم را از پشتهايشان گرفته مخاطب قرار داده وآنان را به خودشان گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ همهء آنان بلى گفتند . اين استشهاد براى آن بود كه روز رستاخيز نگويند : ما از اين حقيقت غافل بوديم . ) روايت « من عرف نفسه فقد عرف ربه . » (٣) ( كسى كه خود را شناخت خدايش را شناخته است )
(١) سوره البقره ، آيهء ١٧٩ . .
(٢) سوره الاعراف ، آيهء ١٧٢ . .
(٣) غرر الحكم ودرر الكلم ، ص ٦٢٥ . .