تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٨ - ٧ - تكامل غير مستقيم حواس طبيعى
مرحلهء دوم - فشار عصبى . » مثلًا فشار دادن عصب بصرى احساس نورى وفشار دادن عصب سمعى احساس صوتى توليد مى نمايد » .
مرحلهء سوم - خود احساس كه مربوط به مغز است ، اگر چه استناد اين مرحله يعنى خود احساس به وسيلهء حس يا به مغز هنوز مورد بحث است واين مطلب را يوهان مولر وهلمهولتز به اين ترتيب بيان كردهاند : « تنها حس مربوط واحيانا مغز است كه نوع احساس را تشخيص مى دهد . » [١] بنا بر اين كه مغز است كه فرمانده احساس مى باشد ، مطلبى را كه جلال الدين متذكر مى شود ، جنبهء علمى تحققى نيز به خود مى گيرد .
براى اثبات نظريه جلال الدين يك راه ديگر نيز وجود دارد . كه كلىتر وروشنتر است وآن اين است كه اگر چه كيفيات اولى ( اصلى ) اشياء خارج مانند بعد ، شكل ، درجهء مقاومت حركت ، به اصطلاح مكتب دكارت منتقل از حواس ومغز وجود دارد . [٢] با اين حال براى افراد انسانى پس از جبهه گيرى وتعيين روش حيات ، از بىطرفى خارج شده بوسيله راهى كه براى حيات انتخاب شده است ، حذف وانتخاب مى شوند .
بعضى از دانشمندان اين تمايز را تحت عنوان ادراك اكتسابى بحث مى كنند .
پل فولكيه مى گويد : « مدركات اكتسابى يك حس عبارت از خواص اشياء مى باشد كه حس مزبور بر اثر تربيت خاص ودر نتيجه خاطره ها وتداعىها كسب مى كند ، مثلًا باصره داراى دريافت اكتسابى سرما ( يخ وبرف ) گرما ( آهن گداخته ) مقاومت ( زمين خشك يا يخ بسته ) است هم چنين ما صداى موتور هواپيما را از موتور اتومبيل تميز مى دهيم » [٣] البته احتياج به تذكر نداريم كه چشم انداز جلال الدين در اين مسئله عالىتر
[١] خلاصه فلسفه ، پل فولكيه ، ص ١٥٦ . .
[٢] در مقابل كيفيات فرعى وثانوى مانند بو ، طعم . . .
[٣] مأخذ مزبور ، ص ١٦١ . .