تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٠ - ٤ - حواس ظاهرى مانند عقل نظرى است كه به منزله مدير عامل داخلى آنها است ، تنها با آثار و رابطه عليت سر و كار دارند
وپهنايى آن پديده ها اشباع يا گم كنند ، ولى انسانهاى بزرگ به هيچ وجه نمى توانند روح خود را در سوراخ آن حلقه ها اسير نمايند ودرازا وپهناى سلسله هستى را به گردن روحشان به پيچانند .
مخصوصاً پديدهء عدد وقابل شمارش بودن تمام اجزاى هستى ، محدوديت تلخ وضربهء خشن وغير قابل تحمل به ارواح رشد يافته نشان مى دهد كه جهان به آن عظمت را به قفس مرگزايى مبدل مى سازد .
اين نكته را فراموش نكنيم كه مقصود از عدد وقابل شمارش بودن ، آن نيست كه انسانهاى رشد يافته مى نشينند واجزاى هستى را از آغاز تا به انجام آن مى شمارند وتمام مى كنند ومى گويند : سپس چه ، بلكه منظور اين است كه قابل شمارش بودن اجزاى هستى روشنترين دليل محدوديت آن اجزاء است ، در صورتى كه روح آدمى پيوسته با محدوديت ديدگاهش در حال مبارزه است واگر در اين مبارزه شكست بخورد ، مانند موش محقر سوراخى در خاك مى گزيند وبا اضطراب ، زندگى خود را بسر مى برد ، اين انسان كه ما مى شناسيم ، اگر مى توانست به پديده ها وروابط وحقايق محدود پيرامونش قناعت بورزد به اصطلاح مورخان طبيعت انسان ، سر از غار نشينى بيرون نمى آورد وقدم به كرهء ماه نمى گذاشت وبا تلسكوپهاى غولآسا كهكشانهايى را كه صدها هزار سال نورى با ما فاصله دارند ، مورد نظاره وبررسى قرار نمى داد واز قلهء مرتفع كوه هيماليا رهسپار ديار الكترونها نمى گشت .
٤ - حواس ظاهرى مانند عقل نظرى است كه به منزله مدير عامل داخلى آنها است ، تنها با آثار ورابطه عليت سر وكار دارند اين مطلب هم كاملًا صحيح است ودر شناخت حقيقت وارزيابى حواس بسيار سودمند است ، ولى اين نكته را نيز بايد در نظر بگيريم كه انحصار كار عقل نظرى در كشف موثر از اثر وعلت از معلول وبالعكس در شناخت اثر از موثر ومعلول از علت ، جاى اشكال نيست ، آن چه كه مهم است اين است كه آيا حواس ظاهرى هم مى توانند با روابط عليت سر وكارى داشته باشند ؟ جلال الدين در يكى از ابيات