تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - اگر شما به ظاهر عناصر طبيعى بدن بنگريد مانند دو قطعه سنگ و آهن هستند كه با يك سندان و آهن ديگر مى شكنند و متلاشى مى شوند ، اما صفت درونى و محصول شگفت انگيز آن عناصر طبيعى بدن نيرومندتر از كوه آهن و افزونتر از آن است ، اين يك معناى بزرگى از ايده آليستى است كه رئاليستى را در بر مى گيرد
((٣٧٦٥)) ظاهر اين دو به سندانى زبون در صفت از كوه آهنها فزون
((٣٧٦٦)) پس به صورت آدمى فرع جهان در صفت اصل جهان اين را بدان
((٣٧٦٧)) ظاهرش را پشهاى آرد به چرخ باطنش باشد محيط هفت چرخ
اگر شما به ظاهر عناصر طبيعى بدن بنگريد مانند دو قطعه سنگ وآهن هستند كه با يك سندان وآهن ديگر مى شكنند ومتلاشى مى شوند ، اما صفت درونى ومحصول شگفت انگيز آن عناصر طبيعى بدن نيرومندتر از كوه آهن وافزونتر از آن است ، اين يك معناى بزرگى از ايده آليستى است كه رئاليستى را در بر مى گيرد .
اين نكته را كه جلال الدين بيان مى كند . بيان ديگرى از مضمون چهار بيت پيش است كه ما تا حدودى آن را توضيح داديم .
در اينجا مى خواهيم به اين حقيقت توجه داشته باشيم كه اغلب متفكرين در طرح دو مبناى ايده آليستى ورئاليستى يا به كلى آن را فراموش مى كنند ويا آن را بىاهميت تلقى مى كنند .
اين حقيقت مى گويد : من واقعيت اشياء را مى پذيرم وآن اشياء را ساخته شده ى درك وحواس خود اعتقاد نمى كنم ، بلكه مى گويم : چنانكه از تفاعلات مادى عالم طبيعت ، حيات توليد مى شود واز آن حيات حواس ودرك وانديشه به وجود مى آيد ويك حقيقت به نام نفس يا خود يا من به وجود مى آيد ودر كالبد مادى خود ودر اجزاء وروابط وشئون طبيعت كه در پيرامونش گسترده است تأثير وتصرف مى كند ، هم چنين اين خود با پيشرفت تكاملى مى تواند به نقطهء از اعتلا برسد كه واقعيت اشياء را چنان تحت درك وتصرف خود ببيند كه كالبد مادى خود را .