تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٣ - ارزش انسان تعهد الهى
ارزش انسان تعهد الهى اكنون مى توانيم قدمى فراتر نهاده علت اصلى ارزش تعهد را كه عامل اصلى ارزش انسان است مورد بررسى قرار بدهيم ، در مبحث پيشين گفتيم كه هيچ كار با عظمتى نمى تواند بدون انگيزگى تعهد داخل در منطقهء ارزشها شود ، زيرا كار بدون تعهد كه پس از قرار گرفتن در سر دو راهى انجام گرفته وانتخاب راه نيك را با اختيار صورت مى دهد ، به خود انسان مستند نيست ، زيرا هيچ كار اختيارى بدون داشتن خود امكان پذير نمى باشد .
در اين مبحث مى گوييم : اگر آن خود انسانى كه منشأ اختيار وتعهد است ، نتواند خود را وابسته به موجود برتر نمايد ، تعهدى را كه در درون خويش منشأ كارهاى شايسته تلقى خواهد كرد ، خود معلول عواملى مى باشد كه به طور مستقيم ويا غير مستقيم از عوامل جبرى طبيعت وانسان مى باشد واگر هم اختيارى در خود احساس كند ، به قول جلال الدين در بعضى از ابيات مثنوى : « مى توانم بكنم ومى توانم نكنم » خيالى است كه در خشنترين جبر واكراه فرو رفته است . زيرا براى به وجود آمدن مرتبهء عالى اختيار فرا رفتن از خود طبيعى آن چنان مورد احتياج است كه فرا رفتن از يك موضوع براى ديدن همه جانبهء آن .
همه مى دانيم كه حلقه هاى زنجير خود طبيعى محكمتر وسمجتر از آن است كه كسى را كه ميان خود مى فشارد ، رهايش كند ، وبگذارد انسان بىطرفانه خود طبيعى ومحركهاى آن را مهار كند .
خلاصه - ما مى گوييم : خود طبيعى آدمى محصولى از ماده است وچنين محصولى نمى تواند به ماده وقوانين آن حكومت بىطرفانه داشته باشد . بنا بر اين توقع تعهد مربوط به شخصيت والاى انسانى ، توقع علت ما فوق از خود معلول است كه به هيچ وجه امكان پذير نمى باشد .
لذا بايستى شخصيت آدمى اولًا خود را در كشش وانجذاب ووابستگى به ما