تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٩ - ١١ - چنانكه براى فعاليت حس بصرى وجود نور لازم است ، هم چنين براى فعاليت حواس والا نور والايى مورد احتياج است
نظرى ناقص باشد . اگر چه هضم اين ادعا بسيار دشوار است ، زيرا قلمرو حواس والا غير از قلمرو عقل نظرى وحواس ظاهرى است ، ولى از يك ديدگاه مخصوص مى توان ادعاى مزبور را تصديق كرد وآن اين است كه قلمرو فعاليت حواس والا عبارت است از معرفت به مبادى وهدف اعلاى هستى وآفرينندهء آن موقعى كه چنين معرفتى حاصل شد ، آن قيافهء هستى كه مشخص كنندهء موقعيت عمومى انسان در جهان هستى است نمودار مى گردد وجهل به خصوصيات محسوسات ومحصولات عقل نظرى كمترين خللى به اين معرفت والا وارد نمى آورد .
١١ - چنانكه براى فعاليت حس بصرى وجود نور لازم است ، هم چنين براى فعاليت حواس والا نور والايى مورد احتياج است
در درون خود بيافزا درد را تا ببينى سرخ وسبز وزرد را كى ببينى سبز وسرخ وبور را تا نبينى پيش از اين سه نور را نيست ديد رنگ بىنور وبرون هم چنين رنگ خيال اندرون نور نور چشم خود نور دل است نور چشم از نور دلها حاصل است باز نور نور دل نور خداست كاو ز نور عقل وحس پاك وجداست [١] چشم حس اسب است ونور حق سوار بىسوار اين اسب مى نايد به كار نور حق بر نور حس راكب شود آنگهى جان سوى حق راغب شود [٢]
جلال الدين در اين ابيات از قانون فيزيكى ديدن اجسام ورنگها به مشاهدات وخيالات وديدنهاى درونى رهسپار مى شود وهمين قانون را در درون آدمى نيز در جريان مى بيند . صحت وبطلان اين نظريه از نظر علمى تجربى نمى تواند مورد طرد يا تاييد بوده باشد . ولى مسئلهاى كه وجود دارد اين است كه هيچ مكتبى نمى تواند موضوع روشنايى وصفاى درون را در اشخاص پاك وبىآلايش مورد ترديد قرار بدهد ، چنين مى نمايد كه انسان با حذف پرده هاى تاريك خود بينى وآن چه كه مانع
[١] دفتر اول ، ص ٢٥ و ٣٢ و ٣٥ و ٣٦ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ٩٩ ب ٥ و ١٠ . .