تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩١ - تفسير ابيات
تفسير ابيات آرى ، از ننگ كج بينىهاى ما شمع مرده وبادهء دلربا ريخته ، وآن سودهاى چشم گير خسارت واقعى بودن خود را بما نشان داده واين كورىهاى ما دست شكايت به سوى خدا برده . ويا همين سودهاى زيان آور از كج بينىهاى ما دست گله به بارگاه خدا بلند كرده است ، زهى بر ارواح آن برادران صفا واطمينان بخش كه اسلام واقعى آوردهاند واز ايمان بهره بردهاند وزندگى را در عبادت خدا سپرى كردهاند . اگر مردم ديگر به سمتهاى مختلف ماده وماديات در حركتاند اينان رو به بىجهتى وبىسمتى دارند . كبوتر روانهاى آدميان فضاهاى زندان بزرگ هستى را جولانگاه پرواز خود قرار دادهاند ، اما اين پرندگان ملكوتى بال وپر در فضاى بىنهايت گشودهاند .
ما دل باختگان حق وحقيقت نه پرندهء هوايى هستيم كه فضاى محدود طبيعت ما را محبوس نمايد ونه از مرغان خانگى هستيم كه در خانه ها به زندگى خود پايان دهند .
فضاى ما ما فوق فضا ، دانهء ما برتر از اين دانه هاست . هيچ مى دانيد كه چرا روزى اولياء الله به آن وسعت وگسترش است كه عظمت آن را خدا مى داند وبس ؟ براى اين كه اينان رخت دوزى طبيعت را زير پا گذاشته وجامهء عالم برين را بر تن كردهاند .