تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧ - نوع چهارم
نمودها وروابط مى روند ، همچنان اين درون بينان مى خواهند ، فلسفهء آن چه را كه در درون مى گذرد ، به طور كلى بدانند .
مانند هنرى بركسون وغيره نوع دوم وسوم از درون بينى كه اجمالا توضيح داديم ، به عوامل اضطرارى مانند شكست خوردن در موضوعات خارج از ذات ( محيط واجتماع ) نيازى ندارد وآنان كه به دو نوع فوق از درون بينى مى پردازند مردم كاملًا سالم ودانش پژوه ودانشمند هستند وانگيزهاى جز اطلاع از آن چه كه در درون انسانى مى گذرد ندارند ونتيجه معلومات خودشان را يا مانند ساير مردم حرفهاى وسيلهء ثروت ومقام وشهرت ويا گذراندن معاش قرار مى دهند ويا به جهت عشق وعلاقهاى كه به دانش وبينش وكشف قاره هاى مجهول درون دارند دست بكار شوند وجوامع را بهره مند مى سازند .
اما نوع اول از درون بينى ناشى از قسمتى انحراف روانى است كه نه تنها چيزى از حقايق درونى دستگيرشان نمى شود ، بلكه روان آنان كم كم مانند دو سنگ آسياب كه دانهاى به آن نريزند خودش را خواهد ساييد .
نوع چهارم - روى گردانيدن از برون ذات واشتغال به درون بينى به جهت اهميتى كه براى درون بينى در مقابل درون گرايى احراز كردهاند .
اين دسته از درون بينان ودرون گرايان ، جهان طبيعت ودرون آدمى را مورد مطالعه قرار داده وچنين مى انديشند كه جهان برونى هر چه باشد ، بالاخره اين انسان است وعمر محدودى دارد وارزش نامحدود وما بايستى از جهان طبيعت به آن اندازه شناسايى قناعت بورزيم كه انسان بتواند در عمر محدودش حد اكثر استفاده را از جهان طبيعت در طريق ارزشهاى خود ، ببرد .
سقراط تقريبا چنين مى گفت .
اين نظريه به دو قضيهء مثبت ومنفى تحليل مى شود - قضيهء مثبت - انسان داراى زندگانى محدود است وارزش بسيار نامحدود وبسيار عالى دارد وشايستهء آن است كه در كمال جديت به شناسايى وپيش برد فردى و