تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - تفسير ابيات
تمثيل روشهاى مختلف و همتهاى گوناگون به اختلاف تحرى متحريان در وقت نماز قبله را به وقت تاريكى و تحرى غواصان در قعر بحر
آيه
تمثيل روشهاى مختلف وهمتهاى گوناگون به اختلاف تحرى متحريان در وقت نماز قبله را به وقت تاريكى وتحرى غواصان در قعر بحر
((٣٢٩)) هم چو قومى كه تحرى مى كنند بر خيال قبله هر سو مى تنند
((٣٣٠)) چون كه كعبه رو نمايد صبحگاه كشف گردد كه گم كردست راه
((٣٣١)) يا چو غواصان درون قعر آب هر يكى چيزى همى چيند شتاب
((٣٣٢)) بر اميد گوهر ودرّ ثمين توبره پر مى كنند از آن واين
((٣٣٣)) چون برآيند از تگ درياى ژرف كشف گردد صاحب درّ شگرف
((٣٣٤)) وان دگر كاو برد مرواريد خرد وان دگر كه سنگ ريزه وشبه برد
((٣٣٥)) هكذا يبلوكم بالساهرة فتنة ذات افتضاح قاهرة
((٣٣٦)) همچنين هر قوم چون پروانگان گرد شمعى پر زنان اندر جهان
((٣٣٧)) خويش را بر آتشى برمى زنند گرد شمع خود طوافى مى كنند
((٣٣٨)) بر اميد آتش موسىّ بخت كز لهيبش سبز وتر گردد درخت
((٣٣٩)) فضل آن آتش شنيده هر رمه هر شرر را آن گمان برده همه
((٣٤٠)) چون برآيد صبحدم نور خلود وا نمايد هر يكى چه شمع بود
((٣٤١)) هر كه را پر سوخت زان شمع ظفر بدهدش آن شمع خوش هفتاد بر
((٣٤٢)) ليك پروانه دو ديده دوخته مانده زير شمع بد پر سوخته
((٣٤٣)) مى طپند اندر پشيمانى وسوز مى كند آه از هواى چشم دوز
((٣٤٤)) شمع او گويد كه من چون سوختم كى تو را برهانم از سوز وستم
((٣٤٥)) شمع او گريان كه من سر سوخته چون كنم مر غير را افروخته
((٣٤٦)) او همى گويد كه از اشكال تو غره گشتم دير ديدم حال تو
آيه « يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي اَلْحافِرَةِ . أَإِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً . قالُوا تِلْكَ