تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٩ - مناجات
براى انعطاف وميعان انسانها از وضع تثبيت شدهاى كه حتى به عنوان ايده آل براى او مطرح شده بود ، به شمار مى رود .
ثبات واستقرار در هدف گيرى وروشهاى محاسبه شدهء عقلانى ووجدانى چيزى نيست كه هر شخص وجامعهاى با رها گذاشتن مى خواهمهاى بىمهارش بتواند به دست بياورد .
تحرك استمرارى حيات وتنوع « مى خواهم » ها است كه پولادينترين تعهدها را مانند برف در مقابل آفتاب سوزان ذوب مى كند وبخارش را به فضا مى فرستد .
اين تحرك استمرارى حيات فى نفسه علت جبرى ميعان وانعطافهاى ننگ بار نيست ، بلكه توجيه وتفسير تحريك مزبور به وسيلهء « مى خواهم » هاى خود طبيعى افراد وجوامع است كه انسان را از اثبات واستقرار محروم مى سازد . زيرا نيروى تحرك مزبور مانند منبع عظيم وپر بركتى است كه آب حيات آدمى از آن مى جوشد وبه سطح جهان هستى وخود انسان جارى مى شود ، بايد ديد كه فرد يا جامعه چه دانه هايى را براى خود در سطح جهان وانسان پاشيده است . آن آب حيات جوشان وزلال همان دانه ها را سيراب وبارور خواهد ساخت .
در پيشانى الكتريسته ننوشته است كه من تنها لامپ خواب قرمز يك بيوه زن در حال احتضار را روشن خواهم ساخت ، بلكه آن چه را كه الكتريسيته مى تواند انجام بدهد نيروى بسيار با عظمتى است كه در هزاران نوع وشكل مى تواند كار انجام بدهد ، بلكه از يك نظر بايد بگوييم : بدان جهت كه منبع آب حيات جوشان آدمى يك حقيقت فوق العادهء عالى وجامع است ، لذا كارى كه از آن منبع ساخته است يك واحد بسيار عالى وجامع است كه مى تواند در ميليونها شكل وصورت بروز كند وآن واحد بسيار عالى مادامى كه در يك يا چند شكل مستهلك نشده است ، مى تواند ضامن وحدت وثبات واستقرار شخصيت فرد واجتماع بوده باشد واز انعطاف وميعان سبك مغزانه وبىشخصيتى يا چند شخصيتى جلو گيرى نمايد ، لذا -