تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٥ - تفسير ابيات
تفسير ابيات در حديث آمده است كه در روز رستاخيز امر از خداى يگانه صادر مى شود كه بدنها از جاى خود بر خيزند . نفخ صور اسرافيل امرى است از جانب يزدان پاك كه اى اولاد آدم ، كه در زير خاك غنودهايد ، سر بر آوريد . جان هر انسانى به سوى بدن خود سرازير مى شود ، مانند هوش كه بامداد پس از بيدار شدن از خواب به مغز انسانى فرود مى آيد .
جان آدمى در هنگام روز بدن خود را مى شناسد ومانند گنج رو به خرابهء خود مى رود .
هر جانى بدن خود را مى شناسد وتعلق تازه بدان مى گيرد ، جان زرگر به بدن خياط نمى رود ، جان عالم بدن عالم را وجان ستمگر همان بدن ستم كار را پيدا مى كند . اين معرفت را كه ميان جان وبدن گفتيم ، علم الهى به آنها عنايت فرموده مانند بره وميش كه صبحگاه يكديگر را مى شناسند . پاى آدمى كه عضوى از اعضاى انسانى است در تاريكى كفش خود را مى شناسد . چگونه مى شود كه جان بدن خود را تشخيص ندهد .
هر بامداد كه سر از بالش خواب بر مى دارى مانند رستاخيز كوچك است كه مى توانى حشر اكبر را با او مقايسه كنى وچنانكه جان بسوى بدن خاكى مى پرد نامهء اعمال انسانها نيز از چپ وراست سراغ انسانها را مى گيرد .
در روز رستاخيز نامهء بخل وجود وفسق يا تقوى وفضيلت را در دست انسان مى گذارند ومانند بيدار شدن از خواب كه پديده هاى انسان وهر چه را كه از خير وشر عادت كرده است به او بر مى گردانند . نامهء اعمالى كه باز گو كنندهء تقوى ودين است به دست راست انسان ونامهء اعمالى كه پر از زشتى وگم راهى است مانند عزا نامهء سياه به دست چپ او مى گذارند .
نامه اعمال ما در اين دنيا مانند خيال پنهان است ولى در روز حشر اكبر آشكار مى گردد .