تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - تفسير ابيات
إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ . فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ . فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ ٧٩ : ١٠ - ١٤ . » [١] ( مشركين قريش وساير منكرين رستاخيز مى گويند : آيا ما به همان حالت اولى بر خواهيم گشت ، پس از آن كه استخوانهاى پوسيده شدهايم . آنان گفتند : پس اين يك برگشت خسارت آميز است . جز اين نيست كه نفخ صور يك صداى مهيبى است ، ناگهان براى آنان بيدارى از خواب مرگ پيش مى آيد . ) تفسير ابيات گفتيم كه قبلهء جانهاى آدميان پوشيده شده است تا هر كسى روى به جانبى بكوشد وتلاش كند مانند گروهى كه قبله را نمى بينند ودر جستجوى آن بهر سو تكاپو مى كنند تا آن گاه كه بامداد فرا رسد وكعبه روى نمايد ، معلوم شود كه چه كسى راه را گم كرده است ، يا مانند غواصان اعماق دريا كه به اميد دست يافتن به گوهرها ودرهاى گران بها هر چه كه به دستشان مى رسد در انبان خود مى چينند تا آن گاه كه از اعماق دريا بيرون آيند وآشكار شود چه كسى در ومرواريد به دست آورده است وچه كسى جز سنگ ريزه نصيبى از دريا نبرده است . بدينسان خداوند شما را تا روز رستاخيز در آزمايشها غوطه ور خواهد ساخت .
آرى چنين است سنت ديرين روزگاران كه هر كسى را چونان پروانه دل باخته در پيرامون شمعى بال وپر زنان به تكاپو انداخته است . بدين ترتيب هر كسى گرد شمع خود طواف مى كند وخود را به شعله هاى آتشش مى سپارد .
به اميد آن كه آن آتش در سرنوشت وى مانند آتشى باشد كه موسى ديد واز مهيب آن درخت سر سبز وتازه شد . فضل وبرترى آن آتشى كه معشوق هر كسى قرار گرفته است مورد تمنا واشتياق همگان است . اما هر كسى با گمان خود موضوعى را همان آتش با فضيلت مى پندارد . تا آن گاه كه بامداد ابديت از افق هستى سر بر آورد وبر هر شخصى آشكار سازد كه شمعى كه مورد طوافش بود چه بوده
[١] سوره النازعات ، آيهء ١٠ تا ١٤ . .