تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٠ - آيه
((٢٠٦٧)) اندر افتادند در هم زازدحام همچو اندر دوغ گنديده هوام
((٢٠٦٨)) عاشقانه درفتد در كرّ وفرّ خوردن امكان نىّ وبسته هر دو پر
((٢٠٦٩)) بنگريدند از يسار واز يمين چارق بدريده بود وپوستين
((٢٠٧٠)) جمله گفتند اين مكان بىپوش نيست چارق اين جا جز پى رو پوش نيست
((٢٠٧١)) هين بياور سيخهاى تيز را امتحان كن حفره وكاريز را
((٢٠٧٢)) هر طرف كندند وجستند آن فريق حفرها كردند وگوهاى عميق
((٢٠٧٣)) حفرهاشان بانگ مى زد آن زمان كندهاى خالييم اى گندگان
((٢٠٧٤)) زان سگالش شرم هم مى داشتند كندها را باز مى انباشتند باز در ديوارها سوراخها هم چنين كردند از جهل وعمى
((٢٠٧٥)) بىعدد لا حول در هر سينه اى مانده مرغ حرصشان بىچينه اى
((٢٠٧٦)) زان ضلالتهاى ياوه تازشان حفرهء ديوار در غمازشان
((٢٠٧٧)) ممكن انداى آن ديوار نى با اياز امكان هيچ انكار نى
((٢٠٧٨)) گر خداع بىگناهى مى دهند حايط وعرصه گواهى مى دهند جمله در حيلت كه چه عذر آورند تا از اين گرداب جان بيرون برند عاقبت نوميد دست ولب گزان دستها بر سر زنان همچون زنان
آيه « ولا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اَللَّوَّامَةِ ٧٥ : ٢ » (١) ( وسوگند نمى خورم به نفس سرزنش كننده )
(١) سوره القيامه ، آيهء ٢ . .