تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - تفسير ابيات
واز آن سو خرامان برگشته واز پاكى وطهارت آن مكان با خود نشانى همراه مى آورد . با آن پاكى كه از محيط طهارت برگشته مردم مضطر را از تيمم رهايى مى بخشد وبا نشان دادن قبله به جويندگى جويندگان پايان مى دهد .
وقتى كه جان مرد الهى بر اثر آميزش با افراد معمولى تيره شد به طرف خداوند كه پاكى بخش جانهاست بر مى گردد واز آن سفر راحتى وپاكى به همراه مى آورد .
چنانكه پيامبر ما مى فرمود :
اى بلال خوش نوا وخوش آهنگ ، بر جايگاه اذان بر شو وطبل رحيل از عالم خاكى بزن ولحظاتى چند راحتى را براى ما بياور . در هنگام نماز با اين كه بدن جسمانى ، ايستاده است ، جان در سفر به ديار حق قدم مى زند وموقع برگشت كه پايان نماز است به خاك نشينان سلام مى گويد . اين مثلها كه زده مى شود ، مانند واسطهاى در قلمرو سخن است ، زيرا بدون واسطه ، فهم از درك حقايق ناتوان است .
آرى همگان براى آتش رفتن به واسطه نيازمندند ، براى لذت بردن از آتش گرم ، ورود به حمام لازم است .
آرى ، به هيچ هدف بىواسطه نتوان رسيد ، مگر آن سمندر كه از ايجاد رابطه به كمك وسايط در فرو رفتن به شعله آتش بىنياز است . تو كه نمى توانى مانند خليل الله در كام آتش فرو روى ، حمام وآب راهنما وواسطهء تو خواهند بود سيرى مطلق ، از آن عشاق حق وحقيقت است كه احتياجى به نان ندارند اين زادگان طبيعتند كه بىواسطگى نان سير نخواهند گشت ، تمام لطفها از جانب حق است ولى اين شير خوارگان طبيعت ، لطف بىپردهء خدا را بدون وساطت چمن نخواهند يافت .
هنگامى كه وساطت تن از ميان برود ، مانند موسى گريبان آدمى نور ماه بيفشاند ، اين همه هنرها كه در پاك ساختن ونيرو بخشى به گياهان وجانداران از آب بر مى آيد ، خود شاهد صدق است كه درون اين مانع با عظمت پر از نور خدايى است .