تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٥ - خود را بشناسيم تا خدا را بشناسيم
چوب كه يك ماهيت جامع را در ذغال وآتش وخاكستر نشان مى دهد .
حتى در عمليات رياضى كه ارتباط ميان قضايا بسيار شديد است تنظيم قضاياى متعدد واستخراج نتيجهء قطعى شباهتى به تعاقب صورتهاى متنوع در طناب ممتد ماده ندارد ، زيرا چنان نيست كه هر كس بتواند ٢ ٢ را در ذهن خود به وجود آورد عدد ٤ مانند شاخهء گل به دنبال هستهء گل نخواهد بود كه شرايط روييدنش به وجود آمده است ، بلكه قدرت مغزى است كه با سرعت كم وبيش استنتاج مزبور را صورت مى دهد شاخهء گل چيزى است كه به طور پراكنده در طبيعت حتى پيش از به وجود آمدن هستهء گل ورفتن آن به زير خاك وجود داشته است ، عامل هسته داراى اين خصوصيت درونى است كه توانسته است آن اجزاء پراكنده در طبيعت را به جريان سيستماتيك گل وارد بسازد .
ولى روشن است كه عدد ٤ به صورت اجزاى پراكنده در طبيعت مغز وجود نداشته است تا با كاشتن = ٢ × ٢ در مغز ، آن اجزاى پراكنده در جريان سيستماتيك ٤ شدن قرار بگيرد .
با اين اصل روانى مى توانيم اين حقيقت را بپذيريم كه خداوند در كارهايى كه مى كند ، نيازى به وسيله وماده ى سابق ندارد كه صورتها را روى آن به جريان بياندازد .
٢ - بقاى وحدت روح با اوصاف متكثر - مى بينيم روح آدمى داراى تجرد نسبى است ، عالم است ، قدرت دارد ، جهان را در مى يابد ، با اشياء تماس برقرار مى كند مى خواهد ، نمى خواهد ، حاكميت دارد ، عدالت مى ورزد . . . با اين همه تنوع وتكثر اوصاف ، وحدت روح محفوظ است ، نه قابل تجزيه عينى است ونه ذهنى .
اين حقيقت ( عدم اخلال كثرت صفات به وحدت ذات ) مى تواند روشن گر وحدت ذات الهى با صفات متكثر بوده باشد .
توضيح اين گونه اتحاد وحدت وكثرت به اينست كه هر چه تجرد يك حقيقت بيشتر وعالىتر بوده باشد ، دليل اينست كه واقعيت آن حقيقت صفات كماليه را از ذات خود دارا مى باشد وتعدد واختلاف مفهومى كه در آن صفات احساس مى شود ، مربوط به بروز آثار