تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - در خواست قبطى دعاى خير و هدايت از سبطى و دعا كردن سبطى قبطى را به خير و مستجاب شدن دعا از اكرم الاكرمين
آيه
توضيح
((٣٥٣٧)) عامه گفتندى كه پيغمبر ترش از چه گشتست وشدست او ذوق كش
((٣٥٣٨)) خاصه گفتندى كه پيش چشمتان مى نمايد او ترش اى امتان
((٣٥٣٩)) يك زمان در چشم ما آييد تا خنده ها بينيد اندر هل اتى
((٣٥٤٠)) از سر امرودبن بنمايد آن منعكس صورت به زير آ اى جوان
((٣٥٤١)) آن درخت هستى است امرودبن تا در آنجايى نمايد نو كهن
((٣٥٤٢)) تا در آنجايى ببينى خار زار پر ز كژ دمهاى خشم وپر ز مار
((٣٥٤٣)) چون فرود آيى ببينى رايگان يك جهان پر گل رخان ودايگان چون فرود آيى فرود آيد تو را در درون اسرار فيض كبريا
آيه « وأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . وأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ٥٣ : ٣٩ - ٤٠ » (١) نيست براى انسان جز سعى وكوششى كه انجام داده است وبه طور حتم سعى وكوشش ويا نتيجه آن بزودى ديده خواهد شد ) « إِنَّ الله اِشْتَرى مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ ٩ : ١١١ . . . » (٢) ( خداوند از مردم با ايمان نفوس واموالشان را در مقابل بهشت خريده است ) .
« هَلْ أَتى عَلَى اَلإِنْسانِ حِينٌ مِنَ اَلدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ٧٦ : ١ » (٣) ( آيا روزگارى بر انسان گذشته است كه چيز قابل تذكر نبود ) « كهيعص ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَه زَكَرِيَّا ١٩ : ١ - ٢ » (٤) ( يادى از رحمت پروردگار تو در بارهء بنده اش زكريا .
توضيح - كلمهء كهيعص از حروف مقطعه است كه در اول برخى از سوره ها
(١) سوره النجم ، آيهء ٤٠ . .
(٢) سوره التوبه ، آيهء ١١١ . .
(٣) سوره الدهر ، آيهء ١ . .
(٤) سوره مريم ، آيهء ١ و ٢ . .