تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٢ - ١٣ - با همين حواس در دريافت حقايق كوشا باشيد ، زيرا در روز رستاخيز از نعمت حواس طبيعى مسئول قرار خواهيم گرفت
در جايى كه موضوع ديدن با چشم طبيعى آن قدر بغرنج باشد كه كار شناسان مربوط نتوانند جملات نهايى خود را در اين موضوع بدون فرض وتئورى باز گو كنند ، در جايى كه همين نور طبيعى كه از آشكارترين نمودهاى جهان فيزيكى است ، قيافهء واقعى خود را نشان ندهد كه امواج هويگنسى است ، يا فوتونهاى دالتون ونيوتن ودر جايى كه هنوز فلسفه ى واقعى ارتباط نور با پيه واعصاب چشم روشن نشده است ، چه توقعى در بارهء روشن شدن حس ونور متافيزيكى مى توان داشت ١٣ - با همين حواس در دريافت حقايق كوشا باشيد ، زيرا در روز رستاخيز از نعمت حواس طبيعى مسئول قرار خواهيم گرفت
در خيال از بس كه گشتى مكتسى نك به سوفسطايى بد ظن رسى او خود از لبّ خرد معزول بود شد ز حس معزول ومحروم از وجود گر ز خود وز لبّ خود معزول گشت از وجود حسّ خود معزول گشت [١] در خرد جبر از قدر رسواتر است زان كه جبرى حسّ خود را منكر است [٢] هر حس خود را در اين جستن به جد هر طرف رانيد شكل مستعد از ره حس دهان پرسان شويد روى جانان را به جان جويا شويد [٣] حق همى گويد چه آوردى مرا اندرين مهلت كه دادم مر تو را عمر خود را در چه پايان برده اى قوت وقوّت در چه فانى كرده اى گوهر ديده كجا فرسوده اى پنج حس را در كجا پالوده اى گوش وچشم وهوش وگوهرهاى عرش خرج كردى چه خريدى تو ز فرش [٤]
مسلم است كه جلال الدين به خوبى مى داند كه اگر تحقير وتوبيخى كه از حواس طبيعى وفعاليتهاى آن نموده است به طور مطلق بوده باشد با مضمون ابيات فوق تناقض صريح
[١] دفتر ششم ، ص ٣٨٥ ب ١ و ٢ و ٣ . .
[٢] دفتر پنجم ، ص ٣٣٠ ب ٢٥ . .
[٣] دفتر سوم ، ص ١٤٣ ب ٥٧ و ٥٩ . .
[٤] دفتر سوم ، ص ١٧١ ب ٥١ تا ٥٦ . .