تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - تفسير ابيات
اگر اين پيش قراولان به مانع جدى بر خوردند كه از برداشتن آن ناتوان بوده وبه زانو در آمدند ، گمان نرود كه كام شعله زاى رياست پرستى بسته مى شود ، بلكه شروع مى كند به سوزاندن خود شخصيت مقام پرست ، زيرا سنگ آسياب عشق به مقام ، اگر به حركت در آيد ، هرگز ساكن نخواهد گشت ومادامى كه از بيرون از خود دانه در آن ريخته مى شود ، آن را مى سايد وهيمن كه دانه ها تمام شد ، خود را مى سايد واز بين مى برد .
تفسير ابيات تو مانند طاووسان بر پر وبال زيبايت منگر بلكه به پاى زشت خود نگاه كن ، كه بد چشمان بر تو كمين گشايند وسرنگونت كنند ، اين چشم زنهاى تبهكار كوه را مى توانند بلغزانند ، برو در قرآن مجيد آيه . . . وان يكاد . . . را بخوان ، پيامبر مانند كوه از نظر بد چشمان در راه بىگل وباران لغزيد واز اين لغزش در شگفتى فرو رفت وبا خويشتن گفت : يقيناً اين لغزش علتى داشته است ، تا آيهاى نازل شد واز زخم چشم بد آگاهش كرد وگفت : اى پيامبر ما ، اگر كسى غير از تو بود همان لحظه شكار چشم بد گشته ونابود مى شد .
تو اى انسان ، معناى چشم بد را درست بفهم ومعناى آيه را به درستى درك كن كه حفظ خداوندى بود كه دامن كشان به سراغ پيامبر آمد واز آن لغزش كه نشانى از واقعيت چشم بد داشت نجاتش داد ، تو انسان ضعيف به آن كوه وقار بنگر ودرس عبرت بگير وقدرت خود را كه كمتر از كاه است در مقابل آن كوه مرتفع عرضه مدار ، اى پيامبر ما ، در آن وادى ، چشمان بدى وجود دارد كه بر كركسان مى زنند وكلهء شيران بيشه را مى شكافند وبه ناله اش درمى آورند .
آنان بر شتر قوى هيكل مانند يك كبوتر ناچيز چشم مى زنند آن گاه غلام خود را مى فرستند كه آن شتر چشم زده در راه از پاى در آمده برو از پيه آن براى ما بخر ، به سبب آن بيمارى شترى را سر مى برند كه در روش با