تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - تفسير ابيات
فرانسيس بيكن مى گويد :
« مقدار اندكى از فلسفه ، عقل آدمى را به الحاد وكفر مى كشاند ، ولى تعمق وفراگيرى كامل عقول انسانها را به ايمان وادار مى سازد ، زيرا عقل آدمى در موقعى كه از معرفت وفلسفهء اندكى برخوردار است ، همواره با رويدادها وعلل ثانوى وپراكنده مواجه مى گردد ونمى تواند آنها را متشكل وسيستماتيك بسازد ، لذا نمى تواند به حقايق اصيلتر از آنها كه در پشت پردهء آن ظواهر وجود دارد ، برسد ، ولى هنگامى كه انسان تعمق وخوض كامل در فلسفه وجهان يابى داشته باشد وسلسلهء علل ومعلولات را دقيقاً براى خود مطرح كند ، مى فهمد كه حلقه هاى اين زنجير بسيار طولانى وپر پيچ وخم به خدا منتهى مى شود وخود را مجبور به تسليم در برابر خدا مى بيند . » [١] تفسير ابيات روزى پيامبر مصطفى صلى الله عليه وآله به جبرئيل فرمود كه مى خواهم صورتت را آنچنان كه هست به من محسوس وآشكار بنمايى تا تو را تماشا كنم ، جبرئيل پاسخ داد كه اى پيامبر خدا ، چون حس آدمى ضعيف وناچيز است ، نمى توانى طاقت ديدن هويت مرا داشته باشى ، پيامبر فرمود ، تو خود را بنما تا اين جسد خاكى خود درك كند كه تا چه اندازه نازك وناتوان است .
حواس طبيعى اين آدمى بس ناچيز وبيمار است ، در عين حال نيروى اخلاق بس بزرگى را داراست ، بدن انسان مانند سنگ وآهن است كه صفت اساسى آن دو توليد آتش است . سنگ وآهن مانند پدر ومادر آتش قهر بارى را ايجاد مى كند وهمان آتش توليد شده بر بدن مسلط ودر شعله هاى خود بدن را فرو مى برد .
با اين حال در بدن انسان شعلهء ديگرى وجود دارد كه مانند ابراهيم كوه آتش را نابود مى سازد .
[١] مقالهاى در الحاد ، فرانسيس بيكن ، نقل از قصة الفلسفة الحديثة ، ص ٥٩ . .