تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٠ - مقصود از راسخون در علم چه كسانى هستند كه متشابهات را وسيلهء اغراض خود قرار نمى دهند ؟
مقصود از راسخون در علم چه كسانى هستند كه متشابهات را وسيلهء اغراض خود قرار نمى دهند ؟
معناى مطابقى راسخون در علم كسانى هستند كه با بكار انداختن انديشه ووجدان وبا به دست آوردن كمال روحى از نظر تماس با واقعيات حالت ثبات واستقرار روانى به دست آوردهاند . به توضيح اين كه افراد آدمى در انكشاف وحقايق وتماس با واقعيات انواع بسيار گوناگونى دارند ومى توان گفت : علم به اصطلاح معمولى از دانستن اين كه آفتاب روشن است ، شروع مى شود وبه آگاهى به آنچه كه در جهان هستى مى گذرد وبه همهء مراتب ميان دو علم مزبور شامل مى شود .
از طرف ديگر چنانكه بارها در مجلدات تفسير ونقد وتحليل گفتهايم انسانها در فراگيرى واقعيات سخت مختلف ومتنوعاند .
بعضى از انسانها هيچ گونه دگرگونى تكاملى را با داشتن دانش وبينش دارا نمى باشند ، بعضى ديگر به جهت به دست آوردن دانش اگر چه در قلمرو محدود هم بوده باشد به همان مقدار به شدن تكاملى موفق گشتهاند .
گروهى از مردم وجود دارند كه دانش آنان با اين كه بسيار گسترده وداراى جوانب مختلف است ، با اين حال همواره به جهت نفوذ در هر يك از شئون عالم دانستنى از درك كل مجموعى وسيستماتيك ساختن معلوماتشان ناتوانند اينان جهان وانسان را قطعه قطعه وبىارتباط مى بينند ، اگر چه قطعات مورد دانش آنان خيلى زياد است . هيچ يك از اينان را نمى توان راسخون در علم معرفى نمود ، زيرا دانشهاى آنان پشتيبانى ندارد ، بلكه مقدارى از انعكاسات وسازندگىهاى گسيخته ايست كه از نظر مبادى عالى هدف وانگيزه وخود ماهيت علم با خلا كم وبيش موجب شك وترديد مواجه مى باشد .
براى توضيح معناى راسخون در علم مقدمهء مختصرى را توضيح مى دهيم وآن اين است كه مفهوم رسوخ كه به معناى محكم وتثبيت شده ومستند به ريشه هاى اصيل است ، نمى تواند از اوصاف خود دانش معمولى بوده باشد كه از تماس انسان با واقعيات حاصل مى شود ، يك درخت هر اندازه هم بلند وتنومند وپر شاخ وبرگ باشد