تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥١ - نگذاريد هوش و ساير نيروهاى خدا دادى مغز و روان شما پخش و پراكنده و بىهوده مستهلك شود
است [ كه ميلياردها حقايق ديگر را غير از سرمايه انسانى در بر دارد ] برترى داشته باشد .
بنا بر اين جهان هستى كوچك نيست ، بلكه اين انسان است كه خود را كوچك كرده وانديشه ها وتمايلاتش را در گرو عوامل تخدير وفاسد كنندهء سرمايه از دست داده است .
اين انسان است كه سرمايه هاى بزرگ ساير انسانها را مزاحم خود خواهى ومقام وثروت پرستى خود تلقى كرده ، آنها را به آتش كشيده است . يكى از عوامل پوسيدن ونابود شدن سرمايهء وجود آدمى متلاشى گشتن هوش وساير نيروهاى مغزى است كه جلال الدين در ابيات مورد تحليل به عالىترين وجه مطرح كرده است ، او مى گويد :
((١٠٨٤)) هوش را توزيع كردى بر جهات مى نيارزد ترّهاى آن ترّهات
نوشتجات در هم وبر هم وتصويرهاى مكرر وفيلمها وپيگردىهاى بىسر وته وفرسودن انديشه وهوش در باز كردن وبستن حرفهاى گره ها وپيدا كردن ايده آلها وآرمانها در هر چيز وهمه كس ومشكلات بىموردى كه سيستمهاى خانوادگى واجتماع ودر وديوار جوامع را پر كرده است . . . وهزاران پديده ها از اين قبيل ترهات وخرافات ، سرمايه بزرگ وجود آدمى را متلاشى ساخته ، مانند چند قاشق چاى خورى عسل است كه به گوشه هايى از اقيانوس بريزد كه همه آن اقيانوس را شيرين كند هيچ گام علمى وعملى مثمر در تاريخ بشرى بدون تمركز قواى دماغى وهماهنگ شدن آنها با اراده وتصميم صورت نگرفته وپس از اين هم صورت نخواهد گرفت .
ساده لوح كسى كه گمان مى كند واقعا بشر ، به همين كوچكى است كه امروز ديده مى شود ، ومى شود درون او را از همه چيز خالى كرده وتمام نيروهاى او را در چند