تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٨ - يكى از عالمى پرسيد كه كه اگر كسى در نماز بگريد به آواز و آه كند و نوحه كند نمازش باطل شود ؟ جواب گفت نام آن آب ديده است تا آن گرينده چه ديده است اگر شوق خدا يافته يا از پشيمانى گناه گريد نمازش تباه نشود بلكه كمال يابد كه ١٧١ لا صلاة الا بحضور القلب ١٨٧ و اگر از رنجورى تن يا فراق فرزند گريد نمازش تباه شود كه اصل نماز ترك تن است و ترك فرزند ابراهيموار كه فرزند را قربان مى كرد از بهر تكميل نماز و تن را به آتش نمرود مى سپرد و امر آمد مصطفى صلى الله عليه و آله را بدين خصال كه ١٧١ فاتبع ملة ابراهيم لقد كانت لكم اسوة حسسنة فى ابراهيم ١٨٧
يكى از عالمى پرسيد كه كه اگر كسى در نماز بگريد به آواز وآه كند ونوحه كند نمازش باطل شود ؟ جواب گفت نام آن آب ديده است تا آن گرينده چه ديده است اگر شوق خدا يافته يا از پشيمانى گناه گريد نمازش تباه نشود بلكه كمال يابد كه « لا صلاة الا بحضور القلب » واگر از رنجورى تن يا فراق فرزند گريد نمازش تباه شود كه اصل نماز ترك تن است وترك فرزند ابراهيموار كه فرزند را قربان مى كرد از بهر تكميل نماز وتن را به آتش نمرود مى سپرد وامر آمد مصطفى صلى الله عليه وآله را بدين خصال كه « فاتبع ملة ابراهيم لقد كانت لكم اسوة حسسنة فى ابراهيم »
((١٢٦٥)) آن يكى پرسيد از مفتى بر از گر كسى گريد به نوحه در نماز
((١٢٦٦)) آن نماز او عجب باطل شود يا نمازش جايز وكامل بود ؟
((١٢٦٧)) گفت آب ديده نامش بهر چيست بنگرى تا او چه ديده كه گريست
((١٢٦٨)) آب ديده تا چه ديدست از نهان تا چنين از چشمهء خود شد روان گر ز شوق حق كند گريهء دراز يا ندامت از گناهى در نماز يا ز خوف حق بود گريه خوش است زان كه آن آب تو دفع آتش است بىشكى گيرد نماز او كمال قرب يابد در ره حق لا محال
((١٢٦٩)) آن جهان گرديده است آن پر نياز رونقى يابد ز نوحهء او نماز
((١٢٧٠)) ور ز رنج تن بود وز درد سوك ريسمان بگسست وهم بشكست دوك ور فغان از ماتم فرزند كرد كه دل وجانش ز ماتم كرد درد مى نيرزد آن نماز او دو جو زان كه با اغيار دارد دل گرو پس نمازش بىشكى باطل شود گريهء او نيز بىحاصل شود زان كه ترك تن بود اصل نماز ترك خويش وترك فرزندان نياز از خليل آموز وقربان كن ولد تن بنه بر آتش نمرود رد حاصل آن كه تا بدانى اى كيا كز بكا فرق است بىحد تا بكا