تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٤ - تفسير ابيات
است . به خود بيا ودنبال هر مشترى را مگير ، زيرا عشق بازى با دو معشوق از منطق انسانى بدور است . تو از اين مشترىها سود مايه نخواهى يافت زيرا آنها بهاى معادل عقل وخرد تو كه در اختيارشان قرار مى دهى ندارند بلكه اين مشتريانى كه تو عقل وخرد خود را به آنها عرضه مى كنى حتى بهاى معادل نيم نعل استر را با خود ندارند ولى حرص وطمع تو را كور كرده است وشيطان تو را نيز مانند خود مطرود درگاه الهى نموده است .
چونان اصحاب فيل وقوم لوط كه به وسيلهء همان شيطان كينه توز سنگسار ومورد غضب الهى گشتهاند .
در اين دنيا تنها شكيبايان هستند كه مشترى واقعى را دريافتند زيرا هيچ مشترى ديگر آنان را به خود جلب نكرده وهر كس كه از آن مشترى روى گردان شد بخت واقبال وابديت از او بيزار گشت . حسرت وتأسف براى حريصان هميشگى است ، مانند حال اهل ضروان كه از حسادت حسرتها خوردند وتاسفها بردند .