تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - تفسير ابيات
به وسيله يك كليد ناچيز قيافه سه شاخه از فلز را نمايان خواهد ساخت . جزء مهم واساسى بدن آدمى با اين خشونت وتجسم هندسى ونمودهاى عضوى گوناگون آب است وبس .
تفسير ابيات درويشى به درويش ديگرى گفت كه خدا را چگونه ديدى ، شمهاى از ديدنت با من در ميان بگذار . درويش پاسخ داد من او را بىچون ديدهام . چگونه با تو در ميان گذارم اما براى بيان نمونهاى از آن چه كه ديدهام ، مثال مختصرى به تو باز گو مى كنم او را چنان ديدهام كه گويى طرف چپ عظمتش آتشى سوزان است وطرف راستش چون جويبار كوثر . گروهى دست به سوى آتشش مى برند ، گروهى ديگر سرمست وشادمان به كوثر گوارايش .
اما اين يك پديدهء باژگونهاى بود بسيار سخت كه پيش پاى هر سعادتمند وغوطه ور در شقاوت گسترده بود . منظرهء بس شگفت انگيز بود ، زيرا مى ديدم كسانى كه به سوى آتش وزبانه هايش مى رفتند از ميان چشمه سار كوثر سر بر مى كردند وبالعكس كسانى را مى ديدم كه به سوى آب گوارا رهسپار مى شدند ناگهان در ميان شعله هاى آتش قرار مى گرفتند ، من كم كسى مى بينم كه به اين راز نهفته آگاه شود وبه همين جهت بود شمارهء كسانى كه به سوى آتش مى رفتند بسيار اندك بود . عدهء انگشت شمارى بودند كه اقبال وبخت سايه بر سر آنان انداخته بود وعاشقانه رو به آتش مى رفتند .
دريغا اين مردم خوشىهاى ذوق انگيز نقد را معبود خود قرار مى دهند به همين جهت است كه در اين امر جدى وحياتى بازى نما ، مى بازند ومغبون مى گردند اسفا : كه اين مردم دسته دسته وصف صف از روى حرص شتابانه از آتش به سوى آب مى گريزند وناگهان بر خلاف خواسته خود از آتش سر بر مى آورند ، بياييد اى بىخبران ، از اين ضد نماها اعتبار بگيريد ودرس حقيقت را بياموزيد . آن آب