تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - آيه
آيا عظمت و ارزش جهان هستى و مزاياى آن از نسيمى است كه از ماوراى طبيعت به آنها وزيده است ؟
نظريهء يكم
مس كند ، فرستاده شدهاى از پروردگار عالميان است . )
((٣٧٢)) جرعهاى بر ريختى زان خفته جام بر زمين خاك من كأس الكرام
((٣٧٣)) جست بر زلف ورخ از جرعه ش نشان خاك را شاهان همى ليسند از آن
((٣٧٤)) جرعهء حسن است كاين خاك است خوش كه به صد رو روز وشب مى ليسىاش
آيا عظمت وارزش جهان هستى ومزاياى آن از نسيمى است كه از ماوراى طبيعت به آنها وزيده است ؟
سه نظريه تا كنون از جلال الدين در بارهء علت عظمت وارزش جهان هستى واجزاء ومزاياى آن در مثنوى ديده شده است .
نظريهء يكم - همانست كه در دفتر سوم با يك بيان فوق العادهء عالى بيان كرده ومى گويد :
لطف شير وانگبين عكس دل است هر خوشى را آن خوش از دل حاصل است پس بود دل جوهر وعالم عرض سايهء دل كى بود دل را غرض
اين دو بيت پر معنا را در دفتر هفتم تفسير وتحليل كردهايم وحاصل آن دو بيت اين است كه ملاك نيكى وبدى اشياء در خود ايشان است . غذاى لذيذ بدان جهت لذت بار است كه با ساختمان وجودى ما سازگار است ، يعنى ساختمان ذائقه ودستگاه گوارش وهاضمهء ما به طورى ساخته شده است كه مثلًا از شير وعسل وميوه جات لذت مى برد .
ما مناظر زيبا را از آن جهت دوست داريم كه ساختمان مغزى ما طورى ترتيب داده شده است كه زيبايىها وواحدهايى كه آن زيبايىها را نمودار مى سازد ، لذت بار مى باشد . هم چنين ساير اجزاء جهان هستى .