تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٠ - سؤال كردن شاه از مدعى پيغمبرى كه چه وحى به تو آمده
فرض كنيم كه وحى كه به پيامبر مى رسد سبب به دست آوردن گنج نباشد در عين حال كمتر از وحيى كه به زنبور عسل مى شود نيست مگر آيه « واوحى ربك الى النحل . . . » را نخواندهاى ؟ مگر نمى بينى كه كند وكه مانند خانهء وحى زنبور عسل است پر از حلوا است . پس وحى كه بر انسان مشرف به خلعت « ولقد كرمنا بنى آدم » نازل مى شود ، با عظمتتر از وحيى است كه بر دل زنبور عسل فرود مى آيد . مگر تو « انا اعطيناك الكوثر » نخواندهاى ؟ آرى تو اين آيهء مبارك را نخواندهاى ، زيرا اگر اطلاعى از آن داشتى در بيابان خشك اوهام تشنه ودرمانده نبودى .
شايد هم تو مانند فرعون وكوثر همانند نيل است كه به جهت ناپاكى درونت به خون مبدل گشته است .
براى دريافت حقيقت از اعماق دل توبه كن واز هر دشمنى كه از آب كوثر محروم است دور وبيزار باش .
در دنيا هر كس را كه به بينى از آب حيات كوثر سرخ رو وشادمان است او خوى محمدى صلى الله عليه وآله دارد ، دمسازش باش واز خوى او بهره بردار .
زيرا ودرخت محمدى صلى الله عليه وآله ميوه ها وبهره ها دارد وبا دمسازى با او جزء افرادى خدايى بود كه براى خدا دوست مى دارند . وبالعكس اگر كسى را ديدى كه از آب حيات كوثر خشك لب است او را مانند مرگ وتب دشمن بدار زيرا از حزب ابو جهل وابو لهب است .
اگر چه اين اشخاص پدر ومادر تو باشند ، زيرا اينان در حقيقت خون تو را مى آشامند .
برو از خليل الله عليه السلام اين دشمنى را با پدر بياموز كه در راه خدا دل از پدر برداشت واز او بيزار گشت . در اين موقع است كه عداوت با هر كسى در راه خدا بوده وبا اين روح متعالى به سوى حق رهسپار مى گردى وغيرت عشق راه تو را سر نمى كند . خلاصه اگر تو لا اله الا الله را درست نخوانى ، روش واقعى اين راه را پيدا نخواهى كرد .