تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - تفسير ابيات
در بيان آن كه اعمال نماز و روزه و حج و همه چيزهاى برونى گواهىهاست بر نور اندرونى
تفسير ابيات
در بيان آن كه اعمال نماز وروزه وحج وهمه چيزهاى برونى گواهىهاست بر نور اندرونى
((١٨٣)) اين نماز وروزه وحج وجهاد هم گواهى دادن است از اعتقاد
((١٨٤)) اين زكات وهديه وترك حسد هم گواهى دادن است از سرّ خود
((١٨٥)) خوان ومهمانى پى اظهار راست كاى مهان ما با شما هستيم راست
((١٨٦)) هديه ها وارمغان وپيش كش شد گواه آن كه هستم با تو خوش
((١٨٧)) مهر كسى كاو شد به مالى با فسون چيست دارم گوهرى در اندرون
((١٨٨)) گوهرى دارم ز تقوا يا سخا اين زكات وروزه بر هر دو گوا
((١٨٩)) روزه گويد كرد تقوى از حلال با حرامش دان كه نبود اتّصال
((١٩٠)) وان زكاتش گفت كاو از مال خويش مى دهد پس چون بدزدد زاهل كيش
((١٩١)) گر به طرّارى كنند اين دو گواه جرح شد در محكمهء عدل اله
((١٩٢)) هست صياد ار كند دانه نثار نى ز رحم وجود بل بهر شكار
((١٩٣)) هست گر به روزه دار اندر صيام خفته كرده خويش بهر صيد خام
((١٩٤)) كرده بد ظن زين كژى صد قوم را كرده بد نام اهل جود وصوم را
((١٩٥)) فضل حق با آنكه او كژ مى تند عاقبت زين جمله پاكش مى كند
((١٩٦)) سبق برده رحمتش وآن غدر را داده نورى كان نباشد بدر را
((١٩٦)) كوششش را شسته حق زين اختلاط غسل داده رحمت او را زين خباط
((١٩٧)) تا كه غفّارى او ظاهر شود سيئات جمله را غافر شود
تفسير ابيات اين نماز وروزه وحج وجهاد وانجام دادن ساير دستورات الهى شهادت دادن از مكنون اعتقاد است وهم چنين ، زكات وهديه وترك حسد وساير پليدىهاى درونى ، همه وهمه گواهان صدق راز درونى انسانى است ، در آن موقع كه سفره مى گسترانى واز مهمانهايت در كمال صدق وصفا پذيرايى مى كنى ، هديه وارمغانها