تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٦ - آيه
((١٨٤٢)) سوى آن اميد كردم روى خويش كه وجودم دادهاى از پيش پيش
((١٨٤٣)) خلعت هستى بدادى رايگان من هميشه معتمد بودم بر آن
((١٨٤٤)) چون شمارد جرم خود را وخطا محض بخشايش درآيد در عطا
((١٨٤٥)) كاى ملايك باز آريدش به ما كه به دستش چشم دل سوى رجا
((١٨٤٦)) لاابالىوار آزادش كنيم وان خطاها را همه خط برزنيم
((١٨٤٧)) لاابالى مر كسى را شد مباح كش زيان نبود ز جرم واز صلاح
((١٨٤٨)) آتشى خون برفروزيم از كرم تا نماند جرم وذلت بيش وكم
((١٨٤٩)) آتشى كز شعله اش كمتر شرار مى بسوزد جرم وجبر واختيار
((١٨٥٠)) شعله در بنگاه انسانى زنيم خار را گلزار روحانى كنيم
((١٨٥١)) ما فرستاديم از چرخ نهم كيميا يصلح لكم أعمالكم
((١٨٥٢)) خود چه باشد پيش نور مستقر كرّ وفرّ اختيار بو البشر
((١٨٥٣)) گوشت پاره آلت گوياى او پيه باره منظر بيناى او
((١٨٥٤)) مسمع او آن دو پاره استخوان مدركش دو قطره خون يعنى جنان
((١٨٥٥)) كرمكى واز قذر آكنده اى طمطراقى در جهان افكنده اى
((١٨٥٦)) از منى بودى منى را وا گذار اى اياز آن پوستين را يادآر
آيه « وَهُوَ اَلَّذِي يُنَزِّلُ اَلْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا ويَنْشُرُ رَحْمَتَه وهُوَ اَلْوَلِيُّ اَلْحَمِيدُ ٤٢ : ٢٨ . » (١) ( وآن خدايى است كه باران را پس از آن كه نوميد گشتند مى فرستد ورحمتش را منتشر مى سازد واوست مولا وپسنديده . . ) .
« إِلَّا مَنْ تابَ وآمَنَ وعَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ الله سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وكانَ الله غَفُوراً رَحِيماً ٢٥ : ٧٠ » (٢) ( مگر كسى كه توبه كند وايمان بياورد وعمل نيك انجام دهد ، خداوند
(١) سوره الشورى ، آيهء ٢٨ . .
(٢) سوره الفرقان ، آيهء ٧٠ . .