تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - در سبب ورود اين حديث كه الكافر يأكل فى سبعة امعاء و المؤمن يأكل فى معا واحد
آيه
روايت
توضيح
((٨٣)) گبر را از نيم شب تا صبحدم بس تقاضا آمد ودرد شكم
((٨٤)) از فراش خويش سوى در شتافت دست بر در چون نهاد او بسته يافت
((٨٥)) در گشادن حيله كرد آن حيله ساز نوع نوع وخود نشد آن بند باز
((٨٦)) شد تقاضا بر تقاضا خانه تنگ ماند او حيران وبىدرمان ودنگ
((٨٧)) حيلهاى كرد وبه خواب اندر خزيد خويش را در خواب در ويرانه ديد
((٨٨)) زان كه ويرانه بد اندر خاطرش شد به خواب اندر همان جا منظرش
((٨٩)) خويش در ويرانهء خالى چو ديد او چنان محتاج هم در حال ريد
((٩٠)) گشت بيدار وبديد آن جامه خواب پر حدث ديوانه شد از اضطراب
((٩١)) ز اندرون او برآمد صد خروش از چنين رسوايى بىخاك پوش
((٩٢)) گفت خوابم بدتر از بيدارىام كه خورم زانسان وزينسان ميرىام
((٩٣)) بانگ مى زد وا ثبورا وا ثبور آن چنان كه كافران روز نشور
((٩٤)) منتظر كه كى شود اين شب بسر تا برآيد از گشادن بانگ در
((٩٥)) تا گريزد او چو تيرى از كمان تا نبيند هيچ كس او را چنان (١)
((٩٦)) قصه بسيار است كوته مى كنم باز شد آن در رهيد از درد وغم
آيه « لا تَدْعُوا اَلْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً واُدْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً ٢٥ : ١٤ » (٢) ( درين روز ( رستاخيز ) يك واى نگوييد ، بلكه واىهاى زيادى بگوييد . ) روايت « المؤمن ياكل فى معا واحد والكافر ياكل فى سبعة امعاء » (٣) ( مؤمن با يك روده وكافر با هفت روده مى خورد ) .
توضيح - مقصود از اين كه كافر با هفت روده مى خورد ، معناى ظاهرى آن
(١) داستان فوق را مختلف نقل كردهاند ، بعضى از احاديث مطابق نقل جلال الدين است ، بعضى ديگر مى گويند : شخص پر خور ثمامة بن اثال الحنفى بوده است . .
(٢) سوره الفرقان ، آيهء ١٤ . .
(٣) سفينة البحار ، ج ١ ، ص ٢٤ . .