تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٧ - ٢ - حواس طبيعى زاييده شدهء ماده و قوانين آن است
حس حيوان گر بديدى آن صور بايزيد وقت بودى گاو وخر [١] چارهء كار حواس خويش كن وانگهى راه طلب در پيش كن [٢]
در اين ابيات جلال الدين حواس طبيعى وفعاليتها ونتايجش را خيلى محدود ونارسا معرفى مى كند . مى توان گفت مكتب حسيون افراطى جملهاى شديدتر از حملهء جلال الدين را بر مبانى آن مكتب نديده است .
اگر واقعيت امر را در نظر بگيريم ، خواهيم ديد طرف داران مكتب حسيون با منحصر ساختن تمام طرق وصول به واقعيات را در حواس ظاهرى ، هولناكترين ضربه را به پيكر فرهنگ ومعارف بشرى وارد مى سازند ، اثر اين ضربهء شكننده كمتر از جنايتى نيست كه منكرين ارزش واهميت حواس طبيعى به افكار بشرى وارد مى سازند .
ما در مجلدات گذشته افراط گرى وتفريط گرايى دو مكتب حسيون وعقليون را تا حدودى مشروحاً بررسى كردهايم ، مراجعه شود . اكنون مى پردازيم به مطالبى كه جلال الدين در حقيقت حواس ظاهرى وامكانات وارزش آنها بيان كرده است .
٢ - حواس طبيعى زاييده شدهء ماده وقوانين آن است اين مطلب مسلم است كه همهء حواس طبيعى ما محصول ماده وجريانات طبيعى آن است ، مثل حواس ، مثل سنگ يا شيشه ايست كه خود جزئى از جمادات است ، آن قدر صيقلى شود كه سنگ وشيشه وساير نمودهاى طبيعى را نشان بدهد ، بدان جهت كه ماهيت اين آينه سنگ يا شيشه است نمى تواند حيات وروان آدمى را در خود منعكس بسازد .
آرى - « حس خشكى ديد كز خشكى بزاد » وبه همين جهت است كه آن چه را كه
[١] دفتر پنجم ، ص ٣٨٥ ب ٢٩ . .
[٢] دفتر پنجم ، ص ٤٢٥ ب ٥ . .