تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - تفسير ابيات
ساز ، آن گاه خواهى ديد كه همين جهان هستى كه چون زندانى تاريك است ، پر از روحانيت مى شود ولشكرهاى حقايق در اختيار تو قرار مى گيرند . بدان جهت كه بدن آدمى جايگاه چهار خوى طغيانگر است ، نامشان را در اصطلاح چهار پرندهء فتنه جو گذاشتهاند .
تو اگر هوا خواه ابديتى ، اين چهار مرغ شوم وزشت را نابود بساز وبار ديگر از نوع ديگر زندگانى بر آنها ببخش ، كه ضررى بر تو عايد نسازند . مى دانى اين چهار مرغ چيست ؟ مرغابى وطاووس وكلاغ وخروساند ، مرغابى رمزى از حرص وآز تو وخروس نمايندهء شهوت وطاووس نشان دهندهء جاه ومقام وكلاغ علامتى از آرزوهاى دور ودراز تست . آرزوى كلاغ روانى تو اين است كه تو را در همه اوقات در پديدهء اميد غوطه ور بسازد وعمر درازى را يا پيروزى را به تو نويد دهد . مرغابى آن خاصيت حرص وآز تست كه منقارش را در همه حال به خشك وتر مى كوبد ، تا سودى به دست بياورد ، گلوى او هرگز بىكار نمى شود واز حكم الهى كه فرموده است بخوريد تنها بخوريد را مورد عمل قرار مى دهد ، مانند آن يغماگران كه دايماً دست به تاراج مى برند وانبان خود را پر مى كنند ، هر چه كه از نيك وبد به دست بياورد چه دانه هاى در وچه دانه هاى نخود در انبان خود مى فشارد كه مبادا يغما گر ديگرى بيايد واندوخته هاى او را تاراج كند ، او كه مى بيند وقت تنگ وفرصت كم است ، همواره در حال هراس است ، بدون مهلت بهر چه كه دست يابد به بغل مى زند ومى برد .
او به شخصيت وقدرت خويش اعتمادى ندارد واز هر طمع كارى مى ترسد اما مرد با ايمان با تكيه به زندگى ابدى مزاياى زندگانى دنيوى را به آرامى وتحمل مى اندوزد ، زيرا او از فوت واز ستم كار در امان است ومى داند كه مولاى جهان هستى چه قهرى را براى دشمن آماده كرده است ، بدين جهت وبا نظر به دادگرى سرور مطلق نه شتابى دارد ونه اضطرابى ، زيرا ترس وواهمهاى از فوت بهرهء زندگى خود ندارد .