فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٥٦ - آيا تحقق علم مطلق ممكن است يا نه
مگر اينكه گفته باشد على ما فرض الله كه در اين صورت استحقاق بترتيب ارث خواهد بود.
واقف ميتواند اناث را بر ذكور مقدم داشته و براى آنها نصيب بيشترى قرار دهد.
وقف بر پسر يا دختر شامل خنثى نيست و لكن وقف بر هر دو شامل او ميشود در صورتى كه طبيعت ثالثى نباشد.
(كليات حقوق ص ٣٢٧)
وَقفِ بر عَناوينِ كُلّى
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است.
وقف بر عنوان كلى اگر افراد كلى محصور باشند ظاهر در توزيع است كه بين همه افراد تقسيم گردد.
و اگر همه افراد غير محصور باشند ظاهر اين است كه بر جهت و بيان مصرف بوده و در اين صورت ميشود همه عوائد را بيكى يا دو نفر هم داد.
بهر حال رعايت تساوى بين افراد لازم نيست. و نظر بقاعده المعروف على قدر المعرفة متولى ميتواند از جهت فضل و غيره فرق گذارد.
(كليات حقوقى ٣٢٥)
وَقْفِ بر مَساجد
- (اصطلاح فقهى) در (كليات حقوقى ص ٣٢٨) وقف بر مساجد و مشاهد مشرفه بايد صرف در مرمت و تعمير آنها بشود و در صورتى كه حاجتى به تعمير نداشته باشند مصرف آن مصالح ديگر از قبيل فرش و روشنائى و امثال آنها خواهد بود.
(كليات حقوقى ص ٣٢٨)
وَقفِ بر مُسلِمين
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است. وقف بر مسلمين شامل هر كسى است كه متدين بدين اسلام باشد بدون تفاوتى بين فرق مذاهب. فقط كسانى خارجند كه منكر ضرورى از ضروريات دين اسلام باشند مثل وجوب نماز يا حج يا محبت به خانواده رسالت يا غلو در حق آنها.
و در عين حال نبايستى اوضاع و احوال واقف و قرائن مقام را در تشخيص مراد از نظر دور داشت و بسا هست كه نظر باين جهات اطلاق منصرف شود بفرقهاى كه واقف از آنها است و در اين صورت وقف به آنها اختصاص خواهد داشت.
وقف بر شيعه امروز اختصاص باماميه دارد يعنى كسانى كه قائل بدوازده امام هستند و لكن در قديم شامل زيديه و اسماعيليه و غير آنها از ساير فرق شيعه نيز بوده است.
پس اگر واقف از آنها باشد وقف اختصاص باماميه نخواهد داشت.
(كليات حقوقى ٣٢٦)
وَقفِ بر مَنْسوبين
- (اصطلاح فقهى) در وقف بر منسوبين خود امر ارجاع بعرف ميشود و تشخيص عرف باعتبار اختلاف احوال و محال لا محاله مختلف خواهد بود.
(كليات حقوقى ص ٣٢٨)
وَقفِ بَر مَيِّت
- (اصطلاح فقهى) وقف بر ميت در صورتى كه صحيح باشد بمصرف حقوق مالى كه بر ذمه او بوده و باقى است و يا بمصرف خيرات و مبرات ديگرى خواهد رسيد.
(كليات حقوقى ص ٣٢٨)
وَقفِ بر هَمْسايگان
- (اصطلاح فقهى) تشخيص همسايگى در جائى كه ذى نفع در وقف همسايگان باشند با عرف محل