فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨١٧ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
و نه در اصول شرايع خللى وارد آيد.
او نه تنها براى انسان قائل بمعاد و حشر است بلكه گويد: تمام موجودات اعم از حيوانات و نباتات و جمادات و حتى هيولاى اولى داراى معادند.
وى اعتقاد بمعاد را بر آن وجه كه عامه مردم قائلند و جهان ميگويند خوب داند و گويد اعتقاد بآن براى نظم اجتماعى مفيد است زيرا بشر ميل دارد كه با همين وضعى كه هست بدون كم و كاست مجددا زنده شود و از نعم و لذائذ مادى استفاده كند و اما اهل معارف و حقايق توجه بامور مادى و لذائذ حسى ندارند.
وى براى اثبات معاد جسمانى بر آن نحو كه خود گويد اصولى ذكر كرده است كه خلاصه آن اين است:
١- وجود در هر چيزى اصل در موجوديت است.
٢- تشخص و ما به الامتياز هر چيزى عين وجود خاص آن چيز است.
٣- طبيعت وجود قابل شدت و ضعف است بنفس ذات بسيطه خود.
٤- هر مركبى بصورت خود «هو هو» است و فعليت هر مركبى بصورتش ميباشد نه بمادهاش.
٥- وحدت شخصيه در هر موجودى بر و تيره و درجه واحده نيست مثلا وحدت شخصيه در مقادير متصله عين متصليت و امتداد است.
٦- هويت بدن و تشخص آن بنفس است نه بجرم آن و از اين جهت است كه تشخص ابدان با وجود تغييرات و تبدلات همواره باقىاند.
٧- قوت خيالى جوهر قائم بذات است نه حال در بدن و نه در اعضاء آن و مجرد از اين عالم طبيعى است و واقع در عالم جواهر و متوسط ميان مفارقات عقليه و طبيعيات است.
٨- صور خياليه قائم بنفس خودند مانند قيام فعل بفاعل نه قيام مقبول بقابل.
٩- صور مقداريه و اشكال و هيآت جرميه همان طور كه از فاعل بمشاركت ماده قابله بحسب استعدادات و انفعالات آنها حاصل ميشوند همان طور هم گاه از جهات فاعليت و حيثيات ادراكيه حاصل ميشوند بدون مشاركت ماده مانند وجود افلاك و كواكب از مبادى عقلى بر سبيل اختراع بمجرد تصورات و صور خياليه صادره از نفس بواسطه قوت مصوره ١٠- اجناس عوالم و نشئات آن با وجود كثرت آنها كه بشمار و حصر در نمىآيند منحصر به سه عالمند. صور طبيعيه كائنه فاسده و صور ادراكيه حسيه مجرده از ماده و صور عقليه و مثل الهيه و نفس انسان را نيز اين سه اكوان هست مثلا انسان را در بدو كودكى وجود طبيعى است و بعد متدرجا صفا يابد و لطيف شده و او را كون ديگرى نفسانى اخروى است و در هر سه نشأت وحدت شخصيه او محفوظ ميباشد و همان نشأت و كون نفسانى اخروى است كه صالح براى بعث در قيامت است و او را اعضاء نفسانيه است و كون ديگر كون عقلى است كه او را اعضاء عقلى