فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٢٥ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
و رجوع شود به: الخطابه- ارسطوطاليس، دكتر ابراهيم سلامى مصر ١٩٥٣).
همين تقسيمات ارسطو است كه در معانى و بيان و بالاخره علوم بلاغى اسلام اثر زياد گذاشته است و اولين اثرى كه از ارسطو ترجمه شده همان كتب منطقى وى بوده است و كتاب خطابه وى بارها ترجمه شده است.
اين كتاب را فلاسفه اسلام تلخيص كردند و بر او شرحها نوشتند و بهترين شرح همان خطابه شيخ الرئيس است در اين كتاب به درستى روابط بلاغت، با بلاغت يونان روشن شده است.
البته ابن سينا خود خطيب ماهرى نبود و لكن بر حسب مقتضاى كارهاى سياسى خود به امور خطابى بىتوجه نبوده است.
وى داراى دو كتاب مهم در فن خطابه است كه يكى از اين دو كتاب را بنا به خواهش ابو الحسن عروضى نوشته است. در اين كتاب فن خطابه را تعريف كرده است و منافع آن را برشمرده است و نسبت خطابه را با جدل و هدفهاى خطيب را روشن كرده است. وى به پيروى از ارسطو در كتاب خطابه خود حجتها را دو قسم كرده است صناعى و غير صناعى كه بعدا ذكر مىكنم.
در هر حال پس از نقل علوم يونان به عالم اسلام و حتى قبل از آن در ايران باستان دانشمندان اسلامى كه ايرانى- الاصل بودند و حتى در خود ايران زمين توجه خاصى به نقل و ترجمه كتب منطقى يونان كردند و در مدارس مختلفى كه در مناطق متعدد ايران وجود داشت علم منطق مورد بحث و تدريس واقع شده بود، گويند اولين كسى كه به فنون منطقى يونان توجه كرد عبد الله ابن مقفع بود كه از زبان سريانى يا يونانى ترجمه كرده است و هم وى مقولات ارسطو را به زبان تازى برگرداند سپس اسحاق ابن حنين از اصل يونانى ترجمه كرد. ابن سينا در باب مقولات ارسطو تنها به آنچه ديگران ترجمه كردهاند اكتفا نكرده است بلكه خود دقت خاصى در مسائل مختلف كرده است و مسائلى بدان افزوده يا توضيح و شرح و بسط زيادترى داده است.
تقسيم سخنورى و يا حجتها، در سخنورى حجتهاى صناعى و غير صناعى ممكن است اصالت يونانى نداشته باشد آنچه مسلم است اساس و ماده اين تقسيمات در كتب يونانى و مؤلفات فلاسفه آن سامان وجود داشته است لكن چيزهائى بوسيله ابن سينا و فارابى و ساير فلاسفه اسلام بدانها افزوده شده است.
البته در كتب ارسطو بنا بر آنچه از ترجمههاى مسلمين بما رسيده است اين تقسيم هست كه حجتهاى صناعى آنهائى است كه سخنور بقوت نيروى خود ايجاد مىكند و آن را عمود گفتهاند.
و حجتهاى غير صناعى آنست كه در خارج موجود است و سخنور از آنها استفاده مىكند كه نصرت و اعوان خواندهاند كه عبارت از نصوص قوانين عرفى يا غيره است.
در كتاب خطابه ابن سينا اين معنى مشهود است. وى ابتدا وجوه افتراق و اشتراك ميان صناعات پنجگانه را برشمرده