فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٣٦ - ل
و براى ذاتش با لذت و عشق غيرش مقايسه نشود.
(رجوع شود به شرح حكمة الاشراق ص ٣٤٠)
الَّذي
- (اصطلاح ادبى) الذى و اللذان و الذين از اسماء موصولهاند رجوع به موصولات و اسماء موصوله شود.
لُزوم
- (اصطلاح فلسفى) عبارت از نحوه وجود دو امر است كه تصور وجود هر يك بدون تصور وجود ديگرى امكان نداشته باشد و قضيه لزوميه قضيهايست كه ميان مقدم و تالى و شرط و مشروط آن لزوم و التزام عقلى باشد در مقابل قضيه اتفاقيه (از مصباح الانس ص ٢٦).
لُزومِ ما لَا يَلْزِم
- (اصطلاح ادبى) يكى از محسنات لفظى بديعى است كه التزام هم نامند و تضمين هم گويند رجوع شود به (مطول ص ٣٨٥).
لُزومِ عَقْدِ رَهْن
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است:
عقد رهن از طرف راهن لازم است و از طرف مرتهن جائز.
بنا بر اين مرتهن ميتواند عقد رهن را فسخ كند اگرچه راهن رضايت نداشته باشد و لكن راهن حق فسخ را بدون رضايت مرتهن ندارد.
و مقتضاى فسخ اين است كه اگر عين مرهونه نزد مرتهن باشد آن را براهن برگرداند و خوددارى از رد آن با مطالبه غير جائز و موجب ضمان است (كليات حقوقى ص ١٤٧)
لِسان
- (اصطلاح ذوقى) لسان يعنى زبان و در اصطلاح بيان از علم حقايق است.
و لسان دل، حقايق را بدون واسطه ميرساند و لسان علم بواسطه.
و لسان صدق عبارت از ثناء جميل باشد بر زبان خلق.
لِسانُ الحَق
- (اصطلاح عرفانى) لسان حق انسان كامل را گويند كه متحقق بود بمظهر اسم متكلم (لمع ص ٣٦٧، ٣٥، ٣٥٣).
شاعر گويد:
هر كه باشد لسان حق جويا
بكلام خدا بود گويا