فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٢٥ - ق
و كارهاى لازم در او انجام داد و بدو قوتى اعطاء نمود كه بواسطه آن قوت تن مريض به صحت گرايد آن گاه به بدن مريض به پيونداند پس هرگاه در آن قوتهاى لازم حاصل شد از باب مثل در جوف مريض رها كند و در اين صورت تن مريض به طرف تن درستى گرايد و بدان سو متحرك شود در حالى كه ممكن است آن پزشكى كه اين دارو بساخت و در تن مريض بپيوست غايب و يا حتى مرده بود.
پس چنين بود منزلت منى و لكن نيشتر آلتى بود كه كار خود نكند مگر بواسطه مواصلت پزشكى كه آن را بكار دارد و البته دست پزشك از نوع آلاتى بود كه مواصلت و پيوند آن از نيشتر شديدتر بود. و اما دارو بدين مثابت نبود زيرا خود بواسطه آن نيرويى كه پزشك در آن نهاده بود كار خود بكند بدون آنكه آن پزشك را در مواصلتهاى بعدى دخلى بود.
و همين طور است حال منى كه آلت قوت ماده ذكريت بود و كار خود را مفارقة انجام دهد.
و اوعيه منى و خايگان آلت توليدى بوند كه منى را برحم تن ميرساند پس منزلت رگهائى كه آلات منى و مكون آن بوند نسبت به قوت رئيسه كه واقع در قلب است بمنزله دست پزشكى بود كه بواسطه آن دارو ساخته شده و بدو قوت محركه اعطاء ميشود، آن قوتى كه بواسطه آن مريض بسوى تن درستى گرايد، زيرا اين گونه رگهائى كه قلب طبعا بكار گيرد آلات و ابزارى هستند كه منى به خون موجود در رحم قوتى اعطا مىكند كه بواسطه آن قوت خون معده در رحم متحرك شده بسوى پذيراى همان نوع از حيوان گرايد، پس هرگاه آن خون مهيا شده از منى قوتى كه بواسطه آن بسوى صورت نوعيه حركت ميكند برگرفت نخستين عضوى كه متكون ميشود قلب بود و پس از تكوين آن، ساير اعضاء در تكوين خود همچنان منتظر آن قوتهائى مىشوند كه بطور اتفاق در قلب حاصل ميشود.
پس هرگاه همراه و بوسيله قوت غاذيه در قلب آن قوتى حاصل شود كه بواسطه آن «ماده» جنين آماده ميشود ساير اعضاء تن بر اساس و اوضاع اعضاء مؤنث متكون ميشوند.
و هرگاه در قلب قوتى كه اعطاء صورت جنين را ميكند حاصل شود، ساير اعضاء تن بر اساس اعضاء مذكر متكون ميشوند.
پس از آن قوت اعضاء مولده مؤنث حاصل ميشود و از اين ديگر اعضاء مولده مذكر.
سپس باقى و ساير قواى نفسانى [اعضاء قواى نفسانى] در مؤنث همان سان حادث ميشود كه براى مذكر حادث ميگردد.
و اين دو قوت يعنى قوت ذكورت و انوثت در نوع انسانى موجود و متفرق در دو شخص جدا بود. اما در بسيارى از نباتات هر دو در يك شخص بالتمام مقترن بود مانند بسيارى از گياهانى كه از دانهها توليد ميشوند كه نبات هم ماده آن را كه بذر و دانه بود اعطاء ميكند و هم همراه آن قوتى اعطاء ميكند كه بواسطه آن بسوى صورت نباتى متحرك مىشود.