فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٢٤ - ظ% فَزَع
از لحاظ استعداد فطرى در فنى در مرتبت عالى باشد و در همه مسائلى كه بالطبع استعداد آنها را دارد آموختگى داشته باشد تنها بر كسى كه داراى استعداد كافى در آن نباشد رياست ندارد و بلكه هم بر آن رياست دارد و هم بر كسى كه در آن فن داراى استعداد طبيعى كافى باشد، و لكن آموختگى و تعليم نداشته باشد و يا اگر آموختگى دارد ناچيز باشد نيز رياست خواهد داشت.
و چون هدف از آفرينش وجود انسان اين است كه به سعادت نهايى برسد به ناچار در راه رسيدن به آن، نخست بايد معنى سعادت را بشناسد و آن را غايت كار و نصب العين خود قرار دهد و سپس بايد اعمالى كه لازم است انجام دهد تا به وسيله آنها به سعادت برسد، به خوبى بازشناسد و به دنبال آن انجام دهد، و بيان شد كه مردم در فطرتهاى شخصى خود گوناگونند، بنا بر اين فطرتا نمىتواند از پيش سعادت خود را بشناسد و هم نمىتواند از پيش خود آنچه را كه بايسته عمل است مورد عمل قرار دهد، و بلكه در هر دو مورد نياز به مرشد و راهنما دارد.
نهايت پارهاى از مردم نياز به راهنمائى كمترى دارند و پارهاى زيادتر و نيز چنين نيست كه هرگاه افراد انسانى بدين دو امر راهنمائى شدند خود به خود و بالضرورة بدون باعث و محركى اقدام به انجام آن كنند و در حقيقت اغلب مردم درين وضعاند، و ازين جهت است كه محتاج به مرشد و رهنمائى مىباشند كه هم به درستى سعادت و مقدمات عملى آن را به آنها بشناساند و هم محرك و باعث بر عمل بدانها نيز باشد، و در هر انسانى نيروى ارشاد غير نمىباشد، و نيز در هر انسانى اين نيرو نيست كه بتواند مردم را بر انجام اعمال لازم وادار كند. بنا بر اين كسى كه داراى آن چنان نيرويى كه بتواند مردم را برانجام كارهاى لازم وادار كند نباشد و نتواند ديگران را در كارهاى سعادتآميز به كار گيرد.
و صرفا و براى هميشه بتواند آنچه را بدو نموده شده است و بدانها ارشاد شده است عمل نمايد اين چنين كس نه در همه امور به طور مطلق مىتواند رئيس باشد و نه در هيچ امرى از امور.
و بلكه اين گونه افراد همواره و در همه امور بايد مرءوس باشند و در تحت رياست ديگر كار كنند.
و اما افرادى كه توانائى ارشاد را دارند و بتوانند آموختگان خود را به كارهاى لازم وادار كنند و در آن قسمت به كار گيرند، در همان قسمت بر افرادى كه اين توانائى را ندارند رياست فائقه دارند، يعنى بر افرادى كه نه توانائى ارشاد دارند و نه توانائى تحريك بر اعمال و فقط مىتوانند كارها و اعمالى كه بدان رهبرى و ارشاد شدهاند بخوبى انجام دهند لكن هرگاه همين گونه افراد بتوانند افراد ديگر را بر انجام كارهائى كه مىدانند و عمل مىكنند آماده كرده، وادار به انجام آن نمايند و در آن قسمت به كار گيرند، اينان هم رئيس خواهند بود، نسبت به افرادى و هم مرءوس نسبت به افرادى ديگر. بنا بر اين رؤسا بر دو نوعند.