فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٦٩ - نكوهش از منطق
ميگويند در اندازه مهر اختلاف است از ده درهم تا سه درهم نقره خالص در فقه شيعه حد اقل و اكثرى ندارد همان اندازه كه قابل تملك باشد و گويند مكروه است كه از مهر السنة تجاوز كند و آن مبلغى است كه حضرت رسول صداق حضرت فاطمه (ع) كرد كه پانصد درهم معادل ٥٠ دينار است. و در موقعى كه به مهر المثل مراجعه شود همان پانصد درهم است كه مهر السنه است البته مهر المثل بر حسب اوضاع و احوال شخصى زن معين ميشود لكن از ٥٠٠ درهم نبايد تجاوز كند «و المراد- بالمهر المثل ما يرغب به فى مثلها نسبا و سنا و عقلا و ثيبا و بكارة و اضدادها و غيرهما مما يختلف به الاغراض» در مقابل مهر المسمى يعنى آن مبلغ كه در عقد معين شده است.
(از شرح لمعه ج ٢ ص ٩١- ٩٢- قواعد ص ١٧٦- الفقه ... ج ٤ ص ٦٩) در كليات حقوقى آمده است:
مهر در مقابل استمتاع نبوده بلكه هديهايست كه از طرف مرد اعطاء ميشود.
و لذا از طرف شارع تأكيد اكيد در تسهيل و منع از سختگيرى در اين خصوص شده است و حتى بتعليم سوره قرآن هم اكتفاء گرديده.
بمجرد وقوع عقد زن مستحق مهريه ميشود ولى استقرار آن موقوف بمواقعه است. پس اگر قبل از دخول مرد فوت شد يا زن را طلاق داد زن مستحق نصف مهريه خواهد بود و اين در صورتى است كه مهر تعيين شده باشد و الا متعه خواهد بود. (كليات حقوق ص ٢٩١)
مَهْرُ المِثْل
- (فقهى) رجوع بنكاح شود
مَهْرُ المُسَمّى
- (فقهى) رجوع بنكاح شود
مِهْرِگان
- (اصطلاح گاهشمارى) روز شانزدهم از مهر ماه بود و نام آن روز نيز مهر بود و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو. آنكه معروف به ضحاك بود و روزها كه سپس مهرگانند همه جشناند بر كردار آنچه از پس نوروز بود و ششم آن مهرگان بزرگ بود.
(از التفهيم ص ٢٥٥)
مُهْلِكات
- (اصطلاح عرفانى) عبارت از رذائل اخلاقى است و از جمله خودبينى است.
مَهما
- (اصطلاح ادبى) اسم شرط است زيرا ضمير بدان بازگردد مانند «مَهْما تَأْتِنا بِهِ» و «مهما تأتني آتيتك» و ديگر اسم استفهام است ...
(از مغنى ص ١٧١)
مُهْمَل
- در اصطلاح ادب در مقابل مستعمل است و در اصطلاح اهل حديث خبرى است كه بعضى از روات آن معرفى نشده باشند و يا درست شناخته نشدهاند (از درايه ص ٦٩).
مُهْمَلَه
- (اصطلاح منطق) قضيه محمله قضيهايست كه كميت موضوع آن از لحاظ كلى يا جزئى بودن بيان نشده باشد (دستور ج ٣ ص ٣٩١).
مُهَنْدِسيان
- مراد از مهندسيان جسم تعليمى است