فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٦١ - نكوهش از منطق
صحيح باشد و ترتب احكام صحيح بآن داده شود مثل نسبتى كه بموجب اقرار ثابت گردد يا ناشى از شبهه بوده و يا منشأ آن نكاح ساير ملل و اديان رسمى باشد.
بنا بر اين در نسب دو چيز شرط است:
يكى آنكه در عرف و عادت آنها را به يكديگر نسبت دهند و ديگر آنكه اين انتساب قانونى باشد. پس تولد از زناى محض اعتبارى ندارد.
و جارى بودن حكم ارث در مجوس با اينكه با ارحام خود وصلت مىكنند براى اين است كه شريعت اسلام نكاح هر ملتى را بطريقه خودشان سبب الحاق و انتساب قرار داده است.
بالجمله نسب عبارت است از اينكه دو نفر بسبب ولات بلا واسطه يا مع الواسطه بطور مستقيم يا غير مستقيم بهمديگر متصل شوند مثلا اتصال بين اولاد صلبى با پدر و مادر بلا واسطه و بطور مستقيم است و اتصال بين نواده با جدشان مع الواسطه و بطور غير مستقيم است.
(كليات حقوقى ص ٣٥٧، ٣٥٨)
مُوجِباتِ وُضو
- (اصطلاح فقهى) موجبات وضو عبارتند از بول، غايط، خروج ريح، نوم، زوال عقل، استحاضه قليله و كثيره و متوسطه، جنابت كه ناقض وضوء است رجوع به صلاة و طهارت و وضو شود.
مُوجِبَه
- (اصطلاح منطقى) قضيه موجبه در مقابل سالبه است و آن يا حملى است مانند انسان حيوان است و يا سلبى است مانند انسان جماد نيست (از دستور ج ٣ ص ٣٦٣- كشاف ص ٤٤٨- تفسير ص ٢٢٨- مقولات ارسطو ص ٥١٣)
مُوجِر
- (اصطلاح فقهى) اجازهدهنده است رجوع باجاره شود.
مُوجَز
- (اصطلاح ادبى) رجوع بايجاز و اطناب شود.
مَوجُود اول
- (اصطلاح فلسفى و كلامى) و منظور علت العلل و علت اول و سبب اول است «و هو السبب الاول لوجود سائر الموجودات كلها و هو برى من جميع انحاء النقص و كل ما سواه فليس يخلو من آن يكون فيه شىء من انحاء النقص (رجوع شود به كتاب آراء اهل مدينة فاضله فارابى چاپ بيروت ص ٢٣ ١٩٥٩).
پاره از تركيبات در معنى فلسفى:
مَوجُودات ثَوانى
- (اصطلاح فلسفى) مراد از موجودات ثوانى موجودات بعد از صادرات اولاند كه نفوس مدبره و ارواحاند. (آراء اهل مدينه ص ٤٤).
مَوجُودات جُزوى
- (اصطلاح فلسفى) موجودات بر دو نوعند كلى و جزوى موجودات كلى دائمة الوجود و البقاءاند كه عقول و نفوس و كليات عناصرند و موجودات جزوى دائم در كون و فساد و متوجه بطرف كمال و تمامند. (از اخوان ج ٣ ص ٤٥).
مَوجُودات جِسمانى
- (اصطلاح فلسفى) موجودات بر دو نوعند جسمانى و روحانى، جسمانى موجوداتى ميباشند كه بواسطه حواس ادراك ميشوند و روحانى بعقل درك و بفكر تصور ميشوند روحانى نيز بر سه قسم است ١- هيولاى اولى ٢- نفس ٣- عقل. (اخوان ج ٣ ص ٣٢)