فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٩١ - ى
ى
ى
- (اصطلاح ادبى) بطور مفرد در زبان و قواعد عرب بر سه وجه است.
١- ضمير مؤنث مخاطب مانند تقومين و قومى.
٢- حرف انكار مانند «انا انيه» ٣- حرف تذكار مانند «قدى» (از مغنى ص ١٩٠) و در پارسى براى افاده چند معنى است.
١- ياء وحدت كه فردى را معين كند و آن را ياء نكره نيز گويند مانند «پسرى پدرى» و معنى يكى دهد و مانند «گدائى پادشاهى» كه يك گدا و يك پادشاه است ٢- ياء نسبت مثل حجازى، شيرازى.
٣- ياء خطاب مانند تو هنوز طفلى چرا چنين ميكنى چگونه مينويسى.
٤- ياء مصدر مثل ترى، تازگى، بينوائى.
٥- ياء متكلم كه مأخوذ از زبان عرب است مثل استادى، مخدومى، اعتمادى ٦- ياء ضمير كه در اواخر افعال ضمير مخاطب باشد مثل رفتى، مىروى و در اواخر صفات رابطه باشد مانند تو عالمى. تو توانگرى.
٧- ياء نكره كه يائى است ملينه در اواخر اسماء كه ياء وحدت باشد: اسبى خريدم غلامى فروختم.
٨- ياء شرط و جزاء كه ياء ملينه است در اواخر افعال معنى شرط دهد مثل اگر بخواستى بدادمى اگر بفروختى بخريدمى.
٩- ياء لياقت و لزوم كه در اواخر مصادر معنى لياقت و لزوم دهد مثل او دوست داشتنى است. اين كار كردنى است.
(از المعجم ١٧٧- ١٨٨ دره نجفى ٩١- ٩٩)
يا
- يا در زبان و قواعد عرب حرف نداء است براى بعيد، حقيقة يا حكما مانند